معرفی کتاب: طرز فکر؛ روانشناسی نوین موفقیت

معرفی کتاب: طرز فکر؛ روانشناسی نوین موفقیت

دکتر کارول دوک در این کتاب، با معرفی مفهوم «طرز فکر» مبحثی نوین و ساده ولی به شدت تاث...
زنان باردار؛ معدن طلایی برای فروشگاه‌ها

زنان باردار؛ معدن طلایی برای فروشگاه‌ها

به چند دلیل زنان باردار و به صورت کلی بچه‌دار شدن افراد برای فروشگاه‌های زنجیره‌ای...
برای موفقیت شغلی، یا مجرد بمانید و یا همسر مناسبی انتخاب کنید!‏

برای موفقیت شغلی، یا مجرد بمانید و یا همسر مناسبی انتخاب کنید!‏

برای افراد حرفه‌ای که می‌خواهند در رشته خود پیشرفت کنند، همسر می‌تواند منبع مهمی ا...
مرزهای عاطفی که در محیط کار به آن نیاز دارید

مرزهای عاطفی که در محیط کار به آن نیاز دارید

برای ایجاد روابط معنادار و پخته در کار یا در زندگی شخصی به ایجاد دو فیلتر نیاز است. ا...
چرا بازاریاب ها می خواهند اشک شما را درآورند؟!‏

چرا بازاریاب ها می خواهند اشک شما را درآورند؟!‏

بازاریاب ها بطور فزآینده‌ای در تحریک احساسات قوی افراد ماهر و پیچیده می‌شوند. و الب...
مدیریت بر خود: رهنمودها را در میان انتقادها پیدا کنید!‏

مدیریت بر خود: رهنمودها را در میان انتقادها پیدا کنید!‏

بازخورد بسیار مهم است. آشکار است که این امر باعث: بهبود عملکرد، افزایش استعداد، تطا...

برنامه‌های سلامت شرکت ما را ناخوش می‌کند

سلامت سازمان

تحقیق: آندره اسپایسر، استاد دانشکده کسب‌وکار دانشگاه لندن، تحلیلی فرهنگی و تاریخی از سلامت در شرکت‌ها انجام داد (که در کتاب اخیر خود که به همراه کارل سدرستروم از دانشگاه استکهلم منتشر نموده، آمده است: سندروم سلامتی). چنین نتیجه می‌گیرد که برنامه‌های سلامت شرکت‌ها نه تنها بازگشت کمی نسبت به سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کنند بلکه در واقع نتیجه عکس می‌دهند و سلامت بسیاری از کارمندان را کاهش داده و آنها را نسبت به شغل خود نگران می‌کنند.

چالش: آیا «دویدن‌های شاد» و رژیم‌های غذایی به جای اینکه بخشی از راه‌حل‌ها باشند، مشکل ما هستند؟ پروفسور اسپایسر، از تحقیق خود دفاع کنید.

 

اسپایسر: در تحلیل ما، من و کارل نویسنده همکار من، از بی تاثیری برنامه‌های سلامت شوکه شدیم. چندین تحقیق، خصوصا تحقیق شرکت راند، نشان می‌دهند که این برنامه‌ها در بهترین حالت نتایج معمولی‌ای دارند. برای مثال به برنامه‌های کاهش وزن نگاه کنید. تنها درصد کمی از شرکت کنندگان آنها را دنبال می‌کنند و میانگین وزن کم شده آنها حدود یک کیلوگرم است.

چیزی که من انتظار آن را نداشتم این بود که تاثیر بسیاری از این برنامه‌ها کاملا بر خلاف هدف اولیه آنها بود. این برنامه‌ها موجب عذاب وجدان و استرس در کارمندان می‌شدند. یک برنامه بزرگ سلامت که مورد بررسی ما بود موجب شد تا کارمندانی که در محیط ثابت شغلی خود شاد بودند، در خصوص از دست دادن شغل خود نگران شوند. به نظر می‌رسید این برنامه موجب می‌شد تا آنها فکر کنند تا باید در نظر کارفرمای خود جذاب‌تر باشند و احساس می‌کردند اگر کاری مانند کشیدن سیگار انجام دهند، وضعیت استخدام آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

 

مجله کسب‌وکار هاروارد: چنین چیزی خائنانه است.

این موضوع فراتر از این است. با نگاهی به ادبیات اخلاقی روانی، دریافتیم که مردم دیگران را بر اساس ویژگی‌های سلامتی مانند وزن قضاوت می‌کنند. این موضوع عجیب نیست اما چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد این بود که تا چه اندازه تنفر از رفتار ناسالم یک فرد به حوزه‌های دیگر سرایت می‌کند. اگر مردم متوجه شوند که شما کار ناسالمی را انجام می‌دهید، این امر موجب می‌شود تا فکر کنند شما کارمند بدی هستید. برای مثال، اگر مردم ببینند شما نهار زیادی می‌خورید، نتیجه می‌گیرند که شما تنبل و ناکارامد هستید.

 

پس آیا عادلانه است که بگوییم برنامه‌های سلامتی نه تنها بی اثر هستند بلکه مضر نیز هستند؟

در برخی از موارد بله! ما دریافتیم که خصوصا در برنامه‌های سلامتی سنگین، کارمندان انرژی زیادی را صرف تلاش برای بهبود سلامت خود می‌کنند. گاهی این موضوع به معنای وقت کمتر کارمند برای تمرکز بر وظایف اصلی اوست. بیشتر از آن، این برنامه‌های سلامتی حوزه زندگی خصوصی فرد را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهند. مردم برای کار و ورزش زمان خواهند داشت اما زمان کمی برای کارهای دیگر آنها باقی می‌ماند.

 

پس چرا ما این همه برای این برنامه‌ها هزینه می‌کنیم؟

چند دلیل وجود دارد. نخستین دلیل ساده است: این برنامه‌ها شدیدا تبلیغ می‌شوند. سلامت در محیط کار یک صنعت، بسیار شگرف است که این ایده را به شرکت‌ها تحمیل می‌کند. دلیل دیگر این است که مجموعا ما به سلامتی اهمیت می‌دهیم. برخی از جامعه شناسان معتقداند که در جامعه‌ای که روز به روز سکولارتر می‌شود، سلامتی خلائی را پر می‌کند که قبلا توسط دین پر می‌شد. شرکت‌ها سلامتی را تبلیغ می‌کنند زیرا این کار با این ایدوئولوژی که افراد سالم کارامدتر هستند همخوانی دارد.

 

آیا این موضوع درست است؟

واضح است که ممکن است کسی که مریض است نتواند به اندازه سایرین کارآمد باشد که بستگی به شغل و نوع بیماری دارد. اما شواهد کمی وجود دارد که تندرستی فوق‌العاده با رهبری، مدیریت خوب و یا حتی کارایی رابطه داشته باشد. و این موضوع یکی از مشکلات اصلی نحوه توسعه و تبلیغ برنامه‌های سلامتی است. در 20 سال گذشته تغییری در این زمینه رخ داده است. استانداردهای سلامتی سختگیرانه‌تر شده‌اند. بودن در یک طیف وزنی معقول دیگر به خوبی داشتن یک بدن کاملا متناسب نیست. ما با متخصصان سیاست‌های سلامت عمومی صحبت کردیم که نشان داده‌اند که دولت‌ها و شرکت‌ها برای به تصویر کشیدن یک کارمند سالم، به جای استفاده از تصاویر افراد عادی، از تصاویر دونده‌ها و افراد بسیار لاغر و عضلانی استفاده می‌کنند. نتیجه این کار چیست؟ افراد نسبتا سالم احساس می‌کنند که با سلامت فاصله دارند. آنها این تصاویر را می‌بینند و می‌گویند «من نمی‌توانم تصور کنم که به آن حد برسم» و سپس تسلیم می‌شوند.

در همین حال، شما این گروه از افراد بسیار متناسب را دارید که ایده‌آل هستند و سایر افرادی را که استانداردهای آنها را ندارند مورد قضاوت قرار می‌دهند و آن روابط جعلی بین تندرستی و توانایی را تجسم می‌کنند. آزمایش‌ها نشان می‌دهد که احتمال اینکه یک متقاضی شغل که اضافه وزن دارد در مقایسه با فردی با وزن عادی، مثبت ارزیابی شود کمتر است (حتی اگر هر دوی متقاضیان رزومه یکسانی داشته باشند).

 

عجب آدم‌هایی!

این موضوع دو طرفه است. افراد فوق‌العاده متناسب در خصوص تندرستی وسواس می‌گیرند. زیرا می‌ترسند که وارد گروه دیگر شوند. آنها تندرستی خود را نشانه‌ای از موفقیت حرفه‌ای خود می‌دانند.

 

آیا افراد موفق در کار، تندرست‌تر هستند؟

آنها می‌خواهند شما این طور فکر کنید. من با یک روند قابل توجه رو به رو شدم: در دو دهه گذشته تعداد مدیرعاملانی که تندرستی را در بیوگرافی خود ذکر کرده‌اند به شدت بالا رفته است. به نظر می‌رسد آنها فکر می‌کنند اگر بخواهید رهبر باشید، باید سلامت خود را نشان دهید. 100 درصد افزایش در تعداد مدیرعاملانی که دو ماراتن انجام می‌دهند مشاهده می‌شود.

 

منظور شما این است که آنها دو ماراتن انجام می‌دهند؟

ممکن است. اما هیچ شکی نیست که آنها این کار را به عنوان روشی مهم برای نشان دادن خود به دنیا می‌بینند و ممکن است آنها به دنبال این ویژگی در کارمندان خود نیز باشند.

 برنامه های سلامت شرکت

این کار ستمگری است. من کمی اضافه وزن دارم اما فکر می‌کنم کارمند خوبی هستم!

من تایید می‌کنم که برنامه‌های سلامت کنونی کمی ستمگرانه هستند. این موضوع پدیده‌ای 1 درصدی است. قضاوت‌های اخلاقی انجام می‌شود که واقعا بر اساس شواهد نیستند. دسترسی به سلامت بیشتر به سمت افراد سالم‌تر متمایل است، درست مانند اینکه دسترسی به غذای تازه، بیشتر برای افرادی است که کمتر به آن نیاز دارند ولی حجم انبوهی از آن را در اختیار دارند. ما در تحقیق می‌بینیم که برنامه‌های سلامتی فرصت‌های بیشتری را برای کارمندان سطح بالا در نظر می‌گیرند و غالبا به طرز موثری به دنبال افرادی که بیشترین بهره را از این برنامه‌ها می‌برند نمی‌گردند؛ افراد در پایین‌ترین سطح و پیمانکاران.

 

آیا تکنولوژی‌های قابل حمل، ستمگری برنامه‌های سلامتی را افزایش می‌دهند؟

این موضوع عجیب است. ما نگران برادر بزرگ و نظارت‌ها هستیم اما هزینه کنترل رفتار خود را می‌پردازیم. ما صدها دلار صرف دستبندهایی می‌کنیم که محل حضور ما را نشان می‌دهند و گاهی محکومان آن را حمل می‌کنند. اگر شما برای این کار داوطلب شده‌اید و این کار به سلامت شما کمک می‌کند، احتمالا خوب است. اما وقتی که شرکت‌ها بخواهند استفاده از این ابزارها را اجباری کنند، موضوع پیچیده می‌شود زیرا این کار مرز بین کار و زندگی را کاملا از بین می‌برد. به ناگاه، اینکه من در زمان متعلق به خودم ورزش کنم یا نه موضوعی می‌شود که شرکت می‌تواند آن را پیگیری کند. و این کار، کار خطرناکی است.

 

راه منطقی برای آینده سلامت در حوزه کاری چیست؟

برای من مهم است بگویم که من به دنبال حذف کامل برنامه‌های سلامت نیستم. بگذارید بپرسیم که می‌خواهیم چه مشکلی را برطرف کنیم؟

نخست، کارمندان باید از خود بپرسند آیا ما به این برنامه‌ها نیاز داریم. در برخی از موارد مداخلاتی ساده و خوب (مانند باشگاه ورزشی) کافی است. دوم، کارفرمایان باید نسبت به امیدهای خود از این برنامه‌ها، واقع‌گرا باشند. معمولا آنها معتقدند که همه افراد شرکت باید سیگار را ترک کنند. اهداف غیرواقعی از این قبیل نتیجه عکس خواهند داشت. سوم، باید مرزها را مشخص کنید. استفاده از تکنولوژی برای زیرنظر گرفتن افراد در ساعات غیراداری یک مشکل است و شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد هر چه کار بیشتر در زندگی تداخل پیدا کند، افراد ناکارامدتر می‌شوند. در نهایت، به دنبال تغییرات کوچکی باشید که می‌توانند تفاوت‌های بزرگی ایجاد کنند. در بسیاری از موارد افراد هزینه سرمایه‌گذاری برای تهیه میزهای تردمیل را قبول می‌کنند در حالی که می‌توانند همان نتایج را با دسترسی کارمندان به نور طبیعی، هوای آزاد و کمی میوه تازه برآورده سازند.

 

این مصاحبه از بخش «از تحقیق خود دفاع کنید» شماره می 2015 مجله کسب و کار هاروارد انتخاب شده است.

برای دانلود رایگان نسخه فارسی مجله، کلیک نمایید!‏

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

جستجو در مقالات
دسته بندی ها
عضو خبرنامه شوید

برچسب ها
آرشیو
روز شمار وبلاگ
tekirdag escort sakarya escort escort escort escort escort escort