مسیر مهم‌تر است یا هدف؟ | برای برنامه‌ریزی بهتر

اهداف به نتایجی مربوط می‌شوند که خواهان دستیابی به آن‌ها هستید؛ اما سیستم‌ها همان پروسه‌هایی هستند که به این نتایج منجر می‌شوند.
اگر مربی هستید، امکان دارد هدفتان پیروزی در یک مسابقه باشد. اما سیستم شما همان روش به کارگیری بازیکنان، مدیریت دستیاران و اجرای تمرینات است.

هم‌اکنون به یک سوال جالب برمی‌خوریم: اگر اهدافتان را کاملا نادیدده بگیرید و تنها بر روی سیستم تمرکز کنید، آیا باز هم موفق خواهید شد؟ مثلاً اگر مربی بسکتبال باشید و هدف خود برای پیروزی در یک مسابقه را نادیده بگیرید و تنها بر روی تمرینات روزمرۀ تیمتان تمرکز کنید، آیا باز هم نتیجه خواهید گرفت؟ به نظر امکان‌پذیر است.

مسیر مهم‌تر است یا هدف؟

هدف از ورزش، به پایان رساندن مسابقه با بهترین امتیاز است، اما اگر کل مسابقه چشمتان به تابلوی امتیازات باشد، شرایط مسخره‌ای رقم خواهد خورد. تنها راه برای پیروزی واقعی، بهبود هرروزه است، امتیاز خودش می‌آید.

همین موضوع برای حوزه‌های مختلف زندگی صدق می‌کند. اگر می‌خواهید نتایج بهتری بگیرید، پس تعیین اهداف را فراموش کنید. به جای آن روی سیستم تمرکز کنید. وقتی زمان زیادی را صرف تفکر دربارۀ اهداف می‌کنید و وقت کافی را برای طراحی سیستم‌هایتان نمی‌گذارید، تعدادی مشکل ظاهر خواهند شد.

مشکل شماره ۱: برنده‌ها و بازنده‌ها هدف یکسانی دارند.

تعیین هدف از نوعی تمایل نادرست به بقا سرچشمه می‌گیرد. بر روی افرادی تمرکز کنیم که در انتها برنده می‌شوند- افرادی که بقا یافته‌اند– و با دیدگاهی نادرست تصور می کنیم که اهداف جاه‌طلبانه‌شان باعث این موفقیت شده، درحالی که بسیاری از انسان‌های دیگر هم همین اهداف را داشته‌اند اما نتوانسته‌اند به موفقیت برسند. هدف همواره همین بوده است. اما تنها زمانی که یک سیستم با بهبودهای کوچک و مداوم را راه‌اندازی کردند، توانستند به نتیجه متفاوتی دست بیابند.

مشکل شماره ۲: دستیابی به یک هدف ، تنها یک تغییر آنی است.

فرض کنید یک اتاق نامرتب دارید و برای تمیزکاری آن هدف‌گذاری می‌کنید. اگر انرژی لازم برای منظم کردنش را جمع‌آوری کنید، اتاق تمیزی خواهید داشت. اما اگر باز هم همان عادت شلوغ کاری و بی‌نظمی پیشین را حفظ کنید که پیشتر باعث نامرتب شدن اتاق شده بود، خیلی زود دوباره اتاقتان مثل قبل خواهد شد و دوباره باید برای تمیز کردنش اراده کنید. دوباره به همان نتیجه پیشین می‌رسید، چون هیچگاه سیستم عامل آن را عوض نکرده‌اید.

رسیدن به هدف، تنها برای همان لحظه زندگیتان را تغییر می‌دهد. چیزی که حقیقتاً باید تغییر دهیم، سیستم‌هایی هستند که این نتایج را می‌سازند.

مشکل شماره ۳: اهداف جلوی رضایت شما را می‌گیرند.

فرض ضمنی که پشت هر هدف وجود دارد، چنین است:« وقتی به هدفم رسیدم، خوشحال خواهم شد». مشکلی که طرز فکر متمرکز بر هدف دارد، این است که دائماً رضایت خود را تا فتح نقطه عطف بعدی در شرایط تعلیق نگه می‌دارید. همچنین اهداف، نوعی دو راهی «یا این یا آن» ایجاد می‌کنند: یا شما به هدفتان دست می‌یابید و موفق هستید یا اینکه شکست می‌خورید و موجب ناامیدی می‌شوید. این اشتباه است؛ احتمالش کم است که مسیر واقعی شما در زندگی با آن مسیر دقیقی که در ذهنتان ترسیم کرده بودید، همخوانی داشته باشد.

اما وقتی به جای محصول و مقصد، عاشق پروسه و مسیر شوید، لزومی ندارد منتظر کسب اجازه برای خوشحال شدن بمانید. می‌توانید هر بار که سیستمتان اجرا می‌شود، راضی شوید و یک سیستم می‌تواند در فرم‌های بسیار متفاوتی موفق شود، نه اینکه تنها یک چشم‌انداز داشته باشد.

مشکل شماره ۴: اهداف در تضاد با پیشرفت طولانی مدت هستند.

در نهایت، یک طرز فکر مبتنی بر هدف، مثل یک «یویو» می‌ماند. بسیاری از دونده‌ها برای ماه‌ها به سختی تلاش می‌کنند، اما به محض اینکه از خط پایان می‌گذرند، دست از تمرین برمی‌دارند. دیگر مسابقه‌ای نیست که به آنها انگیزه بدهد. وقتی تمام سخت‌کوشی ما روی یک هدف بخصوص متمرکز شود، پس از دستیابی به آن، چه انگیزه دیگری برای ادامه خواهیم داشت؟ صرفا قرار نیست به یک دستاورد مشخص برسید؛ بلکه باید چرخه‌ای از اصلاح و بهبود مداوم داشته باشید. در نهایت این تعهد شما به پروسه است که پیشرفتتان را تعیین خواهد کرد.

عادت‌های اتمی؛ برنامه‌ریزی بهتر

عادت‌های اتمی نیز سنگ‌بناهای نتایج قابل‌توجه محسوب می‌شوند. عادت‌ها همچون اتم‌های زندگی ما هستند. هر کدام یک واحد اساسی است که به بهبود کلی ما کمک می‌کند. در ابتدا این روتین‌های کوچک خیلی مهم به نظر نمی‌رسند، اما به زودی موجب تقویت یکدیگر می‌شوند و پیروزی‌های بزرگی را رقم می‌زنند که نسبت به هزینه سرمایه‌گذاری اولیه‌شان می‌صرفند. آنها کوچک و قدرتمندند. دقیقا عبارت «عادتهای اتمی» همین معنی را دارد– یک رویکرد یا رویه منظم که نه تنها کوچک و سهل‌الوصول است، بلکه منبع قدرت خارق‌العاده محسوب می‌شود؛ عنصری از یک سیستم که موجب رشد ترکیبی می‌شود.

آنچه خواندید بخشی از کتاب عادت‌های اتمی نوشتهٔ جیمز کلیر برای برنامه‌ریزی بهتر است. عادت‌های اتمی راهنمایی جامع برای شکستن عادت‌های بد و ایجاد عادت‌های خوب است. این کتاب را می‌توانید از وبسایت نشر نوین خریداری کنید.

اشتراک گذاری مقاله:

جعبهٔ جریمهٔ تصمیم‌گیری و راهکارهایی برای تصمیم‌گیری بهتر | کتاب تفکر نامطمئن

25 اسفند 1400

معرفی کتاب‌های دنیل کانمن؛ نویز و تفکر سریع و کند

25 اسفند 1400

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.