این کتاب ترجمۀ کتاب VIBE است که در تاریخ 13 اکتبر (21 مهر) در ایران همزمان با نسخۀ انگلیسی منتشر و عرضه می شود. انتشار این کتاب تحت قرارداد کپی رایت است و بازترجمۀ آن توسط سایر مترجمان و ناشران ایرانی، خلاف قواعد بین المللی نشر و اخلاق حرفه ای است.
معرفی کتاب وایب
بعضی آدمها خیلی زود با هم جور میشوند. چند دقیقه از آشناییشان نگذشته، گفتوگو روان میشود، احساس راحتی میکنند و انگار فاصلهای که معمولاً میان دو غریبه وجود دارد از بین میرود. در مقابل، گاهی ماهها یا حتی سالها کسی را میشناسیم، اما رابطه از حد مشخصی فراتر نمیرود.
معمولاً برای توضیح این تفاوت از کلمهای مثل «شیمی» یا «وایب» استفاده میکنیم؛ چیزی نامرئی که یا بین دو نفر هست یا نیست. اگر باشد، رابطه شکل میگیرد و اگر نباشد، ظاهراً کار زیادی از دستمان برنمیآید.
آدام گرانت در کتاب وایب همین تصور را زیر سؤال میبرد.
او میپرسد اگر ارتباط عمیق میان آدمها فقط حاصل شانس، شباهت شخصیتی یا یک جرقه اسرارآمیز در اولین دیدار نباشد چه؟ اگر بتوانیم بخشی از شرایطی را که باعث شکلگیری اعتماد، صمیمیت و احساس تعلق میشوند خودمان ایجاد کنیم چه؟
ارتباط خوب همیشه پیدا نمیشود؛ گاهی باید ساخته شود
«وایب» درباره یکی از بنیادیترین نیازهای انسان است: نیاز به ارتباط با دیگران. رابطه با دوستان و اعضای خانواده، همکاری با همکاران، آشنایی با آدمهای تازه، عضو شدن در یک گروه و حتی توانایی کنارآمدن با کسانی که چندان شبیه ما نیستند، بخش بزرگی از کیفیت زندگی ما را تعیین میکند.
بااینحال، بسیاری از باورهای ما درباره چگونگی شکلگیری این رابطهها چندان دقیق نیستند.
فکر میکنیم آدمهای شبیه به هم راحتتر به یکدیگر نزدیک میشوند. انتظار داریم اگر «شیمی» وجود داشته باشد، فوراً آن را احساس کنیم. تصور میکنیم صمیمیت واقعی به سالها آشنایی نیاز دارد و اختلاف معمولاً نشانه بدی برای یک رابطه است.
گرانت سراغ پژوهشها و تجربههایی میرود که تصویر پیچیدهتری را نشان میدهند. شباهت همیشه شرط همدلی نیست. بعضی از ارتباطهای قوی بهتدریج ساخته میشوند. زمان بهتنهایی رابطه را عمیق نمیکند و حتی تعارض، در شرایط مناسب، میتواند به جای ازهمدورکردن آدمها به شناخت و اعتماد بیشتر منجر شود.
به این ترتیب، سؤال اصلی کتاب از «چطور آدمهایی را پیدا کنیم که با ما جور باشند؟» به سؤال مهمتری تبدیل میشود:
چطور میتوانیم در ساختن رابطههای خوب، ماهرتر شویم؟
از فضانوردان تا گروههای موسیقی
مثل دیگر کتابهای آدام گرانت، «وایب» یک کتاب نظری صرف نیست. او ایدههای علوم رفتاری را از دل داستان آدمها و گروههایی بیرون میکشد که ناچار بودهاند مسئله ارتباط را در موقعیتهای واقعی حل کنند.
در کتاب با فضانوردانی روبهرو میشویم که باید یاد بگیرند به کسانی اعتماد کنند که الزاماً از آنها خوششان نمیآید. با یک گروه کمدی آشنا میشویم که بخشی از دوام رابطه اعضایش را مدیون زمانی است که دور از یکدیگر میگذرانند. سراغ گروه موسیقیای میرویم که برای نزدیکترشدن، نه کمتر، بلکه بهتر با هم اختلاف پیدا میکند. و داستان گردهماییای را میخوانیم که طراحی متفاوت آن به شکلگیری تعداد زیادی رابطه انسانی ماندگار منجر شده است.
گرانت خودش نیز از روایت بیرون نمیایستد. او از تجربههای شخصیاش بهعنوان فردی درونگرا و خجالتی میگوید که جمعکردن آدمها دور یکدیگر برایش همیشه طبیعی و آسان نبوده است. همین نقطه، یکی از تمایزهای مهم کتاب را روشن میکند: «وایب» قرار نیست ارتباط اجتماعی را استعدادی ذاتی نشان دهد که بعضی آدمها دارند و بعضی ندارند.
ارتباط، دستکم تا حدی، مهارتی است که میشود آن را شناخت و در آن بهتر شد.
برای ارتباط بهتر لازم نیست آدم دیگری شوید
کتابهای مربوط به روابط اجتماعی گاهی ناخواسته یک پیام ناخوشایند به خواننده میدهند: برای برقراری ارتباط بهتر باید اجتماعیتر، جذابتر، پرحرفتر یا برونگراتر شوید.
مسیر «وایب» متفاوت است.
مسئله این نیست که چطور مرکز توجه یک جمع باشیم یا دیگران را سریعتر تحتتأثیر قرار دهیم. مسئله این است که چه چیزهایی به آدمها اجازه میدهند یکدیگر را بهتر ببینند، به هم اعتماد کنند و احساس کنند عضوی از چیزی بزرگتر از خودشان هستند.
به همین دلیل موضوع کتاب فقط دوستی یا رابطه عاطفی نیست. ایدههای آن را میتوان در روابط خانوادگی، محیط کار، تیمها، اجتماعهای کوچک و بزرگ و برخورد با آدمهای تازه هم دنبال کرد.
در دورانی که بخش بیشتری از ارتباطهای روزمره از پشت صفحهها انجام میشود و حتی بخشی از گفتوگو و ارتباط ما به فناوری سپرده شده است، پرسش کتاب اهمیت بیشتری پیدا میکند: چه چیزی باعث میشود حضور یک انسان برای انسان دیگری واقعاً به تجربهای از ارتباط تبدیل شود؟
وایب برای چه کسانی است؟
اگر از آثار قبلی آدام گرانت مثل «دوباره فکر کن»، «بده و بستان»، «نوآفرینی» یا «پتانسیل پنهان» لذت بردهاید، در این کتاب نیز همان ویژگی آشنا را پیدا میکنید: گرانت یک باور ظاهراً بدیهی را انتخاب میکند، سراغ پژوهشها میرود و بعد نشان میدهد واقعیت معمولاً جالبتر و پیچیدهتر از چیزی است که تصور میکردیم.
اما موضوع «وایب» دایره مخاطبان گستردهتری دارد. برای خواندن آن لازم نیست مدیر باشید، به روانشناسی سازمانی علاقه داشته باشید یا درگیر یک مسئله حرفهای مشخص باشید. کافی است آدمهایی در زندگیتان باشند که میخواهید رابطه بهتری با آنها داشته باشید.
این کتاب میتواند برای کسی مفید باشد که دوست دارد دوستیهای عمیقتری بسازد؛ برای مدیری که میخواهد اعضای تیمش واقعاً به یکدیگر اعتماد کنند؛ برای فردی درونگرا که تعامل اجتماعی همیشه برایش آسان نیست؛ برای کسی که وارد محیط یا جمع تازهای شده؛ یا حتی برای کسی که احساس میکند با وجود ارتباطهای فراوان، چیزی از جنس نزدیکی واقعی در روابطش کم شده است.
کتابی درباره آدمها، نه ترفندهای ارتباطی
شاید مهمترین نکته درباره «وایب» این باشد که قرار نیست فرمولی برای «دوستداشتنیشدن» به دست بدهد.
موضوع کتاب دستکاری دیگران، شبکهسازی سریع یا ساختن تصویری جذابتر از خودمان نیست. گرانت تلاش میکند سازوکارهایی را پیدا کند که پشت تجربههایی بسیار آشنا قرار گرفتهاند: احساس امنیت در یک جمع، اعتماد به یک همکار، نزدیکشدن به یک دوست، تحمل اختلاف و شکلگیری آن حس دشوارِ قابلتوضیحی که میگوید «اینجا جای من است».
نتیجه، کتابی است درباره اینکه رابطههای انسانی چگونه شکل میگیرند، چه چیزهایی آنها را خراب میکنند و چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم تا برای ساختن رابطههای بهتر، فقط به شانس متکی نباشیم.
چون شاید «وایب» چیزی نباشد که فقط میان دو نفر اتفاق میافتد. شاید چیزی باشد که میشود آن را ساخت.
فهرست کتاب وایب
...

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.