جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

دوباره فکر کن؛‌ قدرت دانستن چیزهایی که نمی‌دانیم

بر اساس تعاریف مرسوم، هوش همان قابلیت تفکر و یادگیری است. تصور غالب این است که هرچقدر باهوش‌تر باشید، توانایی حل مسائل پیچیده‌تری را دارید و سریع‌تر از دیگران به راه‌حل می‌رسید.

اما در دنیای پیچیده امروزی، مجموعه‌‎ی دیگری از مهارت‌‎های شناختی وجود دارد که شاید بیشتر از هوش اهمیت داشته باشند:

قابلیت تجدیدنظر، فکرکردن دوباره و فراموش کردن آموخته‌های پیشین.

 

۶۵ هزار تومان

درباره کتاب دوباره فکر کن


خلاصه‌ای از آنچه در کتاب دوباره فکر کن خواهید خواند:

احتمالاً این داستان را شنیده‌اید که وقتی قورباغه در یک دیگ آب جوش انداخته شود، بلافاصله بیرون می‌پرد. اما اگر همان قورباغه را در آب ولرم بیندازید و به تدریج دما را افزایش دهید، همان‌جا خواهد مرد. زیرا این موجود فاقد قدرت تجدیدنظر درباره‌ی موقعیت است و تنها زمانی متوجه تهدید خواهد شد که دیر شده است.

اخیراً قدری تحقیق درباره‌ی این داستان متداول انجام دادم و متوجه یک مسئله شدم: حقیقت ندارد. اگر قورباغه در آب جوش انداخته شود، دچار سوختگی شدید خواهد شد، بنابراین شاید بتواند فرار کند و شاید هم نتواند. درحالیکه قورباغه‌ی دیگر در آبِ درحال جوش،‌‌ وضع بهتری دارد: به‌محض اینکه دمای آب آزاردهنده شود، از آن بیرون می‌پرد. این قورباغه‌ها نیستند که توان ارزیابی مجدد نداشته باشند، ما چنین مشکلی داریم. پس از شنیدن و پذیرش صحت یک داستان، به‌ندرت به خودمان زحمت می‌دهیم تا درستی آن را زیر سوال ببریم.

اکثر ما به دانش و تخصصمان افتخار می‌کنیم و خیلی دوست داریم پای باورها و عقایدمان بمانیم. در یک دنیای باثبات، چنین طرز فکری منطقی خواهد بود و ثبات عقیده‌ی ما، عواید قابل توجهی را به همراه خواهد داشت. اما مشکل اینجاست که دنیای ما به‌سرعت تغییر می‌کند و باید معادل زمانی که صرف تفکر می‌کنیم، برای بازنگری و اصلاح تفکرات‌مان هم وقت بگذاریم.

تجدیدنظر یک مجموعه مهارت و البته یک طرز فکر است. هم‌اکنون خیلی از ابزارهای ذهنی موردنیازمان را در اختیار داریم. فقط باید یادمان باشد که هر از چند گاهی با بیرون آوردن آنها از قفسه، گردوغبار رویشان را پاک کنیم.

کتاب دوباره فکر کن

تجدیدنظر در تعریف هوش؛ از گذشته تا کنون

‌‌بر اساس تعریف مرسوم، هوش همان قابلیت تفکر و یادگیری است. تصور غالب این است که هرچقدر باهوش‌تر باشید، توانایی حل مسئله‌های پیچیده‌تری را دارید و سریع‌تر از دیگران به راه‌حل می‌رسید.

اما در دنیای پیچیده امروزی، مجموعه‎‌ی دیگری از مهارت‎‌های شناختی وجود دارد که شاید بیشتر از هوش اهمیت داشته باشند:

  • قابلیت تجدیدنظر
  • فکرکردن دوباره
  • فراموش کردن آموخته‌های پیشین

تغییر رأی

با عنایت به پیشرفت‌ها در زمینه‌ی فناوری و دسترسی به اطلاعات، شاهد افزایش دانش، آن هم با نرخی بسیار فزاینده هستیم. میزان اطلاعات و دانش دریافتی روزمره‌ی هر شخص در سال ۲۰۱۱، تقریباً ۵ برابر بیشتر از ۲۵ سال قبل آن بود. در سال ۱۹۵۰، تقریباً ۵۰ سال طول می‌کشید تا دانش پزشکی دو برابر شود. در سال ۱۹۸۰، بازه‌ی دو برابر شدن دانش پزشکی به هفت سال رسید و در ۲۰۱۰، به سه‌ونیم سال! افزایش سرعت تغییرات، یعنی اینکه باید راحت‌تر از همیشه باورهایمان را زیرسوال ببریم.

این کار اصلا ساده نیست. باورهای ما روزبه‌روز افراطی‌تر و ریشه‌دارتر از قبل می‌شوند. هنوز هم نمی‌توانم به راحتی بپذیرم که پلوتون سیاره نیست. پس از مکاشفه‌های تاریخی و تحولات علمی، عموماً سال‌ها طول می‌کشد تا فرایند به‌روز رسانی دوره‌های آموزشی و اصلاح کتاب‌ها صورت گیرد. بر اساس مکاشفات اخیر محققان، باید تجدیدنظرهایی درباره‌ی فرضیات پذیرفته شده داشته باشیم. مثلاً فرضیاتی که درباره‌ی شجره‌نامه‌ی کلئوپاترا (پدر او نه مصری بلکه یونانی بود، و هویت مادرش هم معلوم نیست)، ظاهر دایناسورها (هم‌اکنون دیرینه‌شناس‌ها فکر می‌کنند که برخی تیرانوسوروس‌ها دارای پرهای رنگی در پشتشان بودند) و لازمه‌های حس بینایی (افراد نابینا خود را به گونه‌ای تعلیم می‌دهند که اطراف را ببینند؛ موج‌های صوتی می‌توانند قشر بینایی افراد را فعال کنند و ارائه‌های بصری در ذهن آن‌ها بسازند، مثل همان نقشی که جهت‌یابی پژواکی برای خفاش‌ها دارد و موجب مسیریابی آنها در تاریکی می‌شود) داریم. شاید اشیاء قدیمی مثل صفحات موسیقی عتیقه، ماشین‌های کلاسیک و ساعت‌های آنتیک ارزشمند و کلکسیونی باشند، اما حقایق قدیمی مثل فسیل‌های ذهنی هستند که باید کنار گذاشته شوند.

لزوم تجدیدنظر از سوی دیگران را به سرعت تشخیص می‌دهیم. هر وقت از یک تشخیص پزشکی خوشمان نیاید، به راحتی نظر متخصصان را زیر سوال می‌بریم اما متاسفانه وقتی پای دانش و عقاید خودمان در میان باشد، عموما ترجیح می‌دهیم حس حقانیت داشته باشیم تا اینکه واقعاً (مطمئن شویم که) حق با ما است. در زندگی روزمره‌مان تشخیص‌های زیادی انجام می‌دهیم که از انتخاب متقاضیان استخدام تا شریک زندگی را شامل می‌شود. باید عادت تغییر رأی و تجدیدنظر درباره‌ی افکار خودمان را توسعه دهیم.

یک عینک متفاوت

اگر دانشمند باشید، پس تجدیدنظر یکی از مبانی اصل شغل‌تان خواهد بود. حقوق می‌گیرید که همواره مراقب محدودیت‌های ادراک‌تان باشید. از شما انتظار می‌رود که نسبت به دانسته‌هایتان تردید کنید، درباره‌ی نادانسته‌هایتان کنجکاو باشید و با بهره‌گیری از داده‌های جدید، دیدگاه‌هایتان را به‌روز کنید. صرفاُ طی همین قرن گذشته، به‌کارگیری اصول علمی موجب پیشرفت‌های قابل توجهی شده است. دانشمندان زیست‌شناس پنیسیلین را کشف کردند. دانشمندان موشکی ما را به ماه فرستادند. دانشمندان علوم کامپیوتر اینترنت را ساختند.

اما دانشمند بودن یک حرفه نیست. بلکه یک چارچوب ذهنی است؛ طرز فکری که با موعظه‌گری، بازپرسی و سیاسی‌بازی فرق دارد. وقتی در پی حقیقت باشیم، طرز فکر دانشمند را اتخاذ می‌کنیم: آزمایش‌هایی انجام می‌دهیم تا فرضیات‌مان را بیازماییم و به دانش برسیم. ابزارهای علمی صرفاً مختص افرادی نیستند که روپوش آزمایشگاهی پوشیده‌اند، و بهره‌گیری از آن‌ها هم مستلزم سال‌ها تلاش پای میکروسکوپ نیست. همان‌قدر که فرضیات در آزمایشگاه‌ها کاربرد دارند، در زندگی ما هم نقش ایفا می‌کنند. آزمایش‌ها می‌توانند الهام‌بخش تصمیمات روزمره‌مان باشند. بنابراین به فکر فرو می‌روم: آیا می‌توان افراد سایر رشته‌ها را تعلیم داد تا مثل دانشمندها عمل کنند و در این صورت، آیا می‌توانند انتخاب‌های هوشمندانه‌تری داشته باشند؟

هر قدر باهوش‌تر باشند، سخت‌تر شکست می‌خورند

قدرت ذهنی هیچ تضمینی برای چابکی نیست. هرچقدر هم ذهن‌تان قدرتمند باشد، فقدان انگیزه برای تغییر ذهنیت باعث می‌شود که فرصت‌های فراوان تجدیدنظر را از دست بدهید. تحقیقات نشان می‌دهد که هرقدر نمره‌ی بالاتری در تست هوش داشته باشید، احتمالش بیشتر است که اسیر کلیشه‌ها شوید، زیرا الگوها را سریع‌تر از دیگران تشخیص می‌دهید. و آزمایش‌های اخیر نشان می‌دهند که هرقدر باهوش‌تر باشید، کشمکش بیشتری با به‌روز رسانی باورهایتان خواهید داشت.

آدام گرانت نهایت تلاش خود را انجام داده تا این کتاب را با طرز فکر یک دانشمند بنویسد. نویسنده معتقد است که نه موعظه‌گر که یک معلم است. سیاست را تحمل نمی‌کند و امیدوار است سابقه‌ی یک‌دهه استادی، هرگونه وسوسه‌ای که پیشتر بابت خشنودسازی مخاطبانش داشته را از بین برده باشد. هرچند سهم زیادی از عمرش را با طرز فکر یک دادستان گذرانده است، اما تصمیم گرفته که در دادگاه نقش قاضی را ایفا کند. انتظار ندارد که با تمامی تفکراتش موافق باشید اما امیدوار است که مجذوب طرز فکرش شوید، و البته امیدوار است مطالعات، داستان‌ها و ایده‌های مطرح‌شده در اینجا، هدایتگر شما به سمت تجدیدنظر درباره‌ی خودتان باشند. در هر حال هدف از یادگیری، نه تایید باورها بلکه تکامل آن‌ها است.


آدام گرانت

آدام گرانت، همچنین نویسنده کتاب‌های بده‌وبستان و گزینۀ ب است که نشر نوین افتخار ترجمه آنها را داشته است. خبر خوش اینکه ما در نشر نوین حق انتشار کتاب‌ جدید آدام گرانت، «دوباره فکر کن» را نیز دریافت کرده‌ایم.


فهرست کتاب دوباره فکر کن

پیش‌گفتار

بخش اول؛ تجدید نظر شخصی

  • فصل ۱) یک واعظ، یک دادستان، یک سیاست‌مدار و یک دانشمند
  • فصل ۲) منتقد بیرون گود و متقلب
  • فصل ۳) لذت اشتباه کردن
  • فصل ۴) باشگاه مشت‌زنی خوب

بخش دوم؛ بازنگری میان فردی

  • فصل ۵) رقص با دشمنان
  • فصل ۶) دشمنی بر سر الماس
  • فصل ۷) مروجان واکسن و بازجویان خوش اخلاق

بخش سوم؛ تجدیدنظر جمعی

  • فصل ۸) گفتگوهای احساسی
  • فصل ۹) بازنویسی کتاب‌های درسی
  • فصل ۱۰) این با روش همیشگی‌مان فرق دارد

بخش چهارم؛ نتیجه‌گیری

  • فصل ۱۱) گریز از کوته‌بینی

مؤخر

اقدامات تأثیرگذار


⇓ دانلود کتاب دوباره فکر کن ⇓

دانلود رایگان فصل اول کتاب دوباره فکر کن (کلیک کنید)

دانلود فایل منابع کتاب دوباره فکر کن


نوع جلد

قطع

ناشر

جنس کاغذ

بالکی ساخت فنلاند

نویسنده

آدام گرانت

4 بررسی برای دوباره فکر کن؛‌ قدرت دانستن چیزهایی که نمی‌دانیم

  1. امیرحسام

    با سلام؛ آیا کتاب حاضر رو میشه الان سفارش داد؟

    • نشر نوین

      سلام امیرحسام عزیز
      نه. متاسفانه به خاطر مسائلی در چاپ و توزیع تاخیر داریم و کتاب بعد از سال توزیع میشه. اگه شبکه‌های اجتماعی نشر نوین رو فالو کنی می‌تونی از شروع سفارش‌گیری کتاب مطلع بشی.

  2. حمید

    سلام. ایران که عضو کنوانسیون کپی رایت برن نیست و از کپی رایت حمایت نمیکنه شما چطوری اجازه گرفتید؟ تمامی کتاب های ترجمه خارج از چهارچوب کپی رایت ترجمه و چاپ میشه.

    • نشر نوین

      درسته حمید جان. “ایران به قانون کپی رایت بین المللی اهمیتی نمیده” ولی این معنیش این نیست که ما نمی تونیم حق ترجمه نسخه فارسی رو از ناشر اصلی بگیریم، معنیش اینه که گرفتن این حق، با همه دردسرها و هزینه هاش، هیچ منفعتی برای ما نداره و 10 تا نشر دیگه هم ترجمه ش می کنن بزودی! ولی ما احترام به نویسنده و احترام به مخاطب فارسی زبان رو جزو وظایف خودمون می دونیم، صرف نظر از منفعت مادیش…

  3. smsmohseni1355

    سلام و خسته نباشین
    ببخشید کد تخفیف رو باید از کجا دریافت کنیم؟

  4. soroushkarimi1996 (مالک تایید شده)

    سلام و عرض خسته نباشید خدمت همه‌ی دست اندرکاران نشر نوین ممنون بابت ارائه ترجمه‌ی این کتاب از ابتدای سال جاری دوبار این کتاب رو خواندم و به معنی واقعی کلمه یک کتاب توسعه‌فردی عالی هست.
    خواستم از نشرنوین بابت ترجمه و انتشار تمام کتاب‌ها و به ویژه این کتاب تشکر کنم و بهتون خسته نباشید عرض کنم. امیدوارم در ادامه راه هم به همین شکل با صلابت پیش بروید.

    • نشر نوین (مالک تایید شده)

      سروش عزیز،
      ممنونیم از همراهی و لطف شما.
      دوباره فکر کن، واقعا کتاب عالی هست. البته آدام گرانت همه کتابهاش حرف برای گرفتن دارن

افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ممکن است دوست داشته باشید…