نشر نوین با دریافت کپیرایت نسخۀ فارسی کتاب When: The Scientific Secrets of Perfect Timing را با خرید حق انحصاری ترجمه و انتشار در ایران از انتشارات پنگوئن رندوم هَوس و دنیل اچ پینک به نام کی، ترجمه کرده است.
طبق این قرارداد انحصاری، تمامی حقوق این اثر از جمله انتشار کاغذی و الکترونیکی برای نشر نوین محفوظ بوده و ترجمه و انتشار مجدد آن توسط سایر مترجمان و ناشران ایرانی، خلاف قوانین کپیرایت بینالمللی و اخلاق حرفهای است.
معرفی کتاب کی
کتاب کی از دنیل اچ پینک از اهمیت زمانبندی در زندگیمان میگوید. پینک، با تجزیه و تحلیل دادههایی از حوزههایی مانند اقتصاد، انسانشناسی، روانشناسی اجتماعی و دیگر رشتهها، تصویری جامع از این که چرا تصمیمات خاصی را میگیریم و چرا آنها را در زمانهای مشخصی میگیریم، ارائه میدهد. پینک نویسندۀ چندین کتاب پرفروش نیویورک تایمز و فارغالتحصیل دانشکده حقوق ییل است.
ما دائماً تلاش میکنیم زمانبندی درستی داشته باشیم، به ضربالاجلها برسیم و از وقت محدود خود بهترین استفاده را ببریم. بیشتر ما در طول هفته، از دوشنبه تا جمعه، یک الگوی احساسی ثابت را تجربه میکنیم که با ساعت روزانهمان هماهنگ است. این کتاب توضیح میدهد چرا کارهای خاصی را در زمانهای مشخصی انجام میدهیم و چرا زمانبندی در عملکرد ما نقش مهمی دارد.
دنیل اچ پینک در کتاب کی آخرین تحقیقات و اطلاعات زمانسنجی را با داستانهایی جذاب و آموزنده و نیز توصیههایی عملی و کاربردی ترکیب کرده، تا به خوانندگان کتاب، بینشی عمیق و متقاعدکننده بدهد که بتوانند زندگی غنی و دوستداشتنیتری را تجربه کنند.
کتاب کی راهنمایی است برای کسانی که میخواهند از ریتم طبیعی روز و زندگی خود استفاده کنند تا به طور هدفمندتر کار و زندگی کنند. پیام اصلی کتاب کی این است که علمی پشت زمانبندی و به حداکثر رساندن بهرهوری از زندگی وجود دارد. با شناخت ساعت زیستی خود، استراحتها و چرتهای کوتاه، استفاده از قدرت نقطه میانی در پروژهها و نوشتن نامه به آینده خود، میتوانید از زمان به نفع خود استفاده کنید. در ادامه خلاصه کتاب کی را خواهید خواند.
الگوهای روزانه به روایت کتاب کی
دنیل پینک در کتاب کی توضیح میدهد که زندگی روزانه ما پر از عادتها و روتینهایی است که آنها را هر روز تکرار میکنیم، مانند مسواک زدن، نوشیدن قهوه یا خواندن اخبار. اما فراتر از این رفتارهای معمول، یک الگوی احساسی مشخص در طول روز وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه کرده باشیم. پژوهشی در دانشگاه کرنل با بررسی ۵۰۰ میلیون توییت طی دو سال نشان داد که احساسات مثبت صبحها به اوج میرسند، بعدازظهر کاهش مییابند و عصرها دوباره افزایش پیدا میکنند.
این چرخۀ احساسی تقریبا برای تمام افراد ثابت است و احساس روزمرۀ ما را شکل میدهد. البته توییتر معیار خوبی برای سنجش دقت احساسی نیست زیرا صداقت افراد در آن مشخص نیست و ممکن است توییتها کنابآمیز باشند. اما این الگو در مطالعات دیگری نیز دیده شده. یکی از این تحقیقات با استفاده از روش بازسازی روزانه (DRM) ساعتبهساعت زندگی افراد را بررسی کرد و نتایج مشابهی به دست آورد.
احساسات مثبت در صبحها اوج میگیرند، بعدازظهر افت میکنند و عصرها دوباره افزایش مییابند. در مقابل، احساسات منفی در بعدازظهر به بیشترین حد خود میرسند و تا شب کاهش پیدا میکنند. این الگوی احساسی نه تنها بر حالات درونی ما تاثیر میگذارد بلکه بر عملکرد و کیفیت کارهایمان نیز موثر است. برای مثال مطالعهای نشان بر روی ۲۶,۰۰۰ تماس سودآوری میان مدیران عامل و سرمایهگذاران نشان داده که تماسهایی که در ساعات پایانی روز انجام شدهاند لحن منفیتری دارند و تاثیر بدی بر قیمت سهام میگذارند.
این یافتهها که در کتاب کی از پینک ذکر شده است، اهمیت زمانبندی را نشان میدهد. اگر فعالیتهایمان را بر اساس چرخههای احساسی روزانه برنامهریزی کنیم، میتوانیم شاهد نتایج مثبتتر باشیم. برای مثال توصیه شده که تماسهای مهم کاری که سود بیشتری را همراه خواهند داشت، صبحها برگزار شوند تا لحن مثبتتر باشد.
شناسایی ساعت زیستی شخصی برای افزایش بهرهوری
دنیل پینک در بخش دوم کتاب کی توضیح میدهد که برای استفادۀ بهینه از روز خود باید بدانید که چه زمانی از روز بدن شما در بالاترین سطح انرژی قرار دارد و چه زمانی انرژیتان افت میکند. درحالیکه بیشتر افراد یک الگوی انرژی مشخص را تجربه میکنند، این الگو برای همه یکسان نیست. معمولا افراد بعدازظهرها دچار افت انرژی میشوند اما این الگو میتواند بر اساس کرونوتایپ یا ساعت زیستی اشخاص تغییر کند.کرونوتایپ شما میتواند زمان بهینه را برای انجام کارها مشخص کند.
ساعت زیستی بدن، نقش مهمی در تنظیم جنبههای مختلف زندگی ما دارد. این ریتمها چرخههای طبیعی بدن هستند که بر اساس زمان شب و روز تنظیم میشوند و بر مواردی مثل خلقوخو، حالت روحی و تواناییهای شناختی تأثیر میگذارند. در کل سه نوع ساعت زیستی داریم: معمولی، شبزندهداران و سحرخیزان.
در کتاب کی میخوانید، ساعت زیستی معمولی که بسیاری از افراد در این دسته قرار دارند، در صبح بیشترین انرژی را دارند و در بعد از ظهر افت انرژی را تجربه میکنند و عصر به بعد هم انرژی آنها برمیگردد. اما شبزندهدارها، مثل توماس ادیسون، شبها بیشترین انرژی را دارند. این افراد اغلب خلاقتر هستند اما ممکن است بیشتر مستعد اضطراب یا افسردگی باشند. در مقابل، سحرخیزان که زود میخوابند و زود بیدار میشوند، اوج انرژی خود را صبح خیلی زود تجربه میکنند و معمولاً افرادی شادتر و با ثباتتر هستند.
وقتی ساعت زیستی خود را بشناسید بهتر میتوانید برنامهریزی کنید و بهرهوری خود را بالا ببرید. اگر ساعت زیستیتان معمولی است باید فعالیتهای خلاقانهتان را در بازۀ عصر و اوایل شب انجام دهید اما اگر شبزندهدار هستید معکوس است. بهتر است کارهای کماهمیت یا روتین را در بعدازظهر انجام دهید که سطح انرژی پایینتر است. همچنین اگر قصد دارید فردی را برای تصمیمی قانع کنید و یا نظرش را تغییر دهید، این کار را صبح انجام دهید.
اهمیت استراحت و چرت روزانه در جلوگیری از اشتباه کردن به روایت کتاب کی
مطالعات بیمارستانی نشان داده که استانداردهای مراقبتی و تمرکز کارکنان با گذشت روز، افت میکند. اشتباهات پزشکی که گاهی ممکن است مرگبار باشند اغلب بعدازظهر رخ میدهند. برای مثال، احتمال خطا در ساعت 9 صبح تنها 1 درصد است، اما این احتمال تا ساعت 4 بعدازظهر چهار برابر میشود و به 4.2 درصد میرسد. راه حل جلوگیری از بروز این اشتباهات استراحت کردن است.
در دانمارک، مدارس با اضافه کردن استراحت کوتاه ۲۰ تا ۳۰ دقیقهای پیش از آزمونهای بعدازظهر توانستند نتایج دانشآموزان را بهبود دهند، بهطوریکه این استراحت افت عملکرد معمول ظهر را جبران کرد. در مرکز پزشکی دانشگاه میشیگان نیز وقفههای هوشیاری پیش از عمل جراحی، که شامل مرور دستورالعملها و هماهنگی تیم پزشکی است، منجر به ارتقای کیفیت مراقبت و کاهش شکایات شد. در نتیجه استراحت کوتاه میتواند به کاهش مشکلات کمک کند.
پینک در کتاب کی توضیح میدهد که استراحتها و چرتهای کوتاه، در صورت زمانبندی درست، بسیار مفید هستند. استراحتهای کوتاه تواناییهای شناختی را افزایش میدهند و خلقوخو را بهبود میبخشند و ذهن و بدن را تازه میکنند. شرکت DeskTime، که نرمافزار بهرهوری دسکتاپ توسعه میدهد، نشان داده که بهطور میانگین، بهترین زمانبندی استراحت برای حداکثر بهرهوری، ۱۷ دقیقه استراحت برای هر ۵۲ دقیقه کار است. حتی استراحتهای ۵ دقیقهای هم میتواند مفید باشد. برخی از فعالیتهای پیشنهادی به گفتۀ کتاب کی در زمان استراحت به شرح زیر است:
- تعاملات اجتماعی و گفتوگوهای کوتاه
- دور شدن از میز کار و تلفن همراه
- حضور در فضای باز
چرت زدن هم میتواند بسیار مفید باشد. چرتهای کوتاه 10 تا 20 دقیقهای میتواند تمرکز و ظرفیت شما را حداقل برای سه ساعت آینده را افزایش دهد. همچنین تحقیقات نشان دادهاند که یک فنجان قهوه قبل از چرت میتواند انرژی بیشتری به شما بدهد. از آنجایی که کافئین بعد از ۲۰ دقیقه وارد جریان خون میشود، ترکیب آن با یک چرت کوتاه بسیار مناسب است.
قدرت نقطۀ میانی به روایت کتاب کی
دنیل پینک در کتاب کی توصیه میکند که هنگام شروع پروژههای جدید، مشکلات را پیشبینی کنید و قدرت نقطۀ میانی را بشناسید. گاهی شروع پروژهها بسیار سخت است. برای کاهش چالشها، استفاده از ابزار “پیشآسیبشناسی” میتواند بسیار مؤثر باشد. در این روش، قبل از شروع پروژه، تمام دلایل ممکن برای شکست آن را پیشبینی میکنید و برای جلوگیری از آنها برنامهریزی میکنید.
مثلاً بررسی کنید که آیا تعداد زیاد یا کم اعضای تیم میتواند مشکلساز شود یا آیا اهداف پروژه به اندازه کافی واضح و مشخص هستند. این پیشبینیها کمک میکند تا پروژه روانتر پیش برود و شانس موفقیت افزایش یابد. برای مثال تصور کنید پروژۀ شما در چه شرایطی احتمال شکست خوردن دارد؟ سعی کنید تمام دلایل احتمالی شکست را شناسایی کرده و از بروز آنها جلوگیری کنید. مثلا، آیا تعداد بیش از حد افراد در پروژه میتواند آن را خراب کند؟ یا کمبود نیروی کافی؟ شناسایی مشکلات احتمالی، شانس موفقیت پروژه را افزایش میدهد.
در ادامۀ کتاب کی خواهید خواند که بیشتر توصیهها برای افزایش بهرهوری بر روی پایان و آغاز کار تمرکز دارند اما نقطه میانی نیز مهم است و باید به آن توجه کرد. برای مثال در بسکتبال، وقتی تیمی با اختلاف یک امتیاز در نیمۀ اول عقب است، احتمال برد بیشتری دارد. این به دلیل افزایش انگیزهای است که تیم پس از صحبتهای بین نیمه پیدا میکند. این همان نقطۀ میانی است.با شناخت اهمیت نقطه میانی، میتوانید این لحظات را به فرصتی برای افزایش انگیزه و بهرهوری تبدیل کنید و آخرین مراحل پروژه را به جریانی از فعالیتهای پربار تبدیل کنید.
اهمیت بازنگری اهداف و مدیریت رفتارها در مسیر رسیدن به پایان
پینک در کتاب کی توضیح میدهد، رسیدن به پایان همیشه چالش دارد، بهویژه وقتی که افراد در نقطۀ پایانی دچار هیجانات یا رفتارهای افراطی میشوند. گاهی مرحلۀ پایانی پروژه به جای نظم و تمرکز، به آشفتگی تبدیل میشود. برای جلوگیری از این مسئله، باید دیدگاهی مشخص برای اهداف پروژه ایجاد کنید و در طول مسیر به آن پایبند باشید. بازنگری اهداف و نقشها در مواقعی که پیشرفت پروژه متوقف میشود، میتواند انگیزه تازهای به اعضای تیم بدهد و انرژی آنها را برای اتمام کار بازیابی کند.
افراد معمولا به شکلی افراطی به لحظات پایانی اهمیت میدهند و به همین دلیل رفتارهای افراطی و عجولانه میکنند. این افراد سعی میکنند به پایانها معنا ببخشند. برای مثال افرادی که در آستانۀ تغییر دهۀ زندگی خود هستند، مانند ۲۹ یا ۳۹ سالگی، اغلب رفتارهای افراطی و متفاوتی انجام میدهند. این رفتارها ممکن است انجام کارهای مثبت، مثل ثبتنام در ماراتن، یا حتی تصمیمات منفی و عجولانه باشد.
زندگی افرادی که در سالهای پایانی تغییرات چشمگیری در شخصیت یا رفتار خود ایجاد میکنند، اغلب به طور غیر متناسبی مورد ارزیابی مثبت قرار میگیرد. برای مثال دو مدیر عامل را تصور کنید. یکی ۵۰ سال از زندگی خود را صرف کمک به خیریهها کرد اما در دو سال آخر زندگیاش ظالم و خودخواه شد. دیگری ۵۰ سال خودخواه و ظالم بود اما تصمیم گرفت در دو سال آخر زندگی خود به خیریهها کمک کند و مهربان باشد. مطالعات نشان داده که مردم این دو زندگی را به یک اندازه خوب ارزیابی کنند.
به همین دلیل برای مدیریت بهتر پایانها، مهم است که تمرکز تیم را بر اهداف اصلی حفظ کنید و از تصمیمات عجولانه جلوگیری کنید. همچنین، درک تأثیر روانی پایانها بر رفتار انسانها میتواند به ما کمک کند تا در تصمیمگیریها واقعبینتر باشیم و از تلاشهای غیرمنطقی و بیهدف در لحظات پایانی دوری کنیم.
چگونگی ایجاد یک پایان خوش در کتاب کی
ه گفتۀ کتاب کی پایانهای خوشایند یا تلخ و شیرین میتوانند به زندگی عمق و لطافت ببخشند. این حس که ترکیبی از شادی و اندوه است، در بسیاری از لحظات معنادار زندگی و حتی در داستانهای تأثیرگذار مانند فیلمهای پیکسار دیده میشود. یکی از راههای ایجاد این حس در زندگی، انجام کارهایی برای پیوند گذشته و حال است، مثل نوشتن نامهای به آینده و خواندن آن پس از چند سال.
ایجاد ارتباط بین گذشته، حال و آینده باعث میشود حس رضایت بیشتری تجربه کنیم. بسیاری از افراد فکر میکنند زندگی در لحظه کلید شادی است، اما رضایت عمیق زمانی به دست میآید که خود الان ما به گذشته و آینده خود متصل باشد. گاهی تصور میکنیم خود آیندهمان کاملاً متفاوت از حال است و همین فاصله باعث میشود اقداماتی که برای آینده مفید هستند، مانند پسانداز یا تغذیه سالم، انجام ندهیم.
کنترل و درک رابطۀ بین گذشته، حال، و آینده تاثیر زیادی بر تجربۀ ما از زمان میگذارد. وقتی این ارتباط بهتر شود ما نهتنها در زمان گم نمیشویم، بلکه کیفیت زندگیمان نیز بهتر میشود. با اقدامات کوچک مانند فکر کردن به آیندهای نزدیک و ایجاد تعهد برای خود میتوانیم رضایت و معنا را به زندگیمان اضافه کنیم.
چه کسانی باید کتاب کی از دنیل پینک را بخوانند؟
مطالعۀ کتاب کی به افرادی که به دنبال افزایش کارایی و بهرهوری خود در کار، تحصیل و یا زندگی هستند، مدیرانی که به دنبال رهبری موثر هستند، دانشجویانی که به تازگی فارغالتحصیل یا وارد دانشگاه شدهاند و همۀ کسانی که به مباحث بهرهوری و مدیریت زمان علاقه دارند پیشنهاد میشود.
یادداشت پینک برای خوانندگان ایرانی کتاب کی
افتخاری است که کتاب کی را با ترجمه فارسی به خوانندگان نشر نوین در ایران تقدیم کنیم. زمان یکی از آن موضوعاتی است که هم فراگیر و هم خاص است. اگرچه ساعت دفتر من در واشینگتن با همان سرعتِ یک ساعت دیواری در تهران حرکت میکند، اما ساعت رسمی هرگز در این دو مکان یکسان نیست. تهران نُه ساعت از واشینگتن جلوتر است. یا شاید واشینگتن نُه ساعت از تهران عقبتر! فردای شما اغلب امروز من است، همانطوری که امروز من اغلب دیروز شماست. عجیب است!
با این وجود، در نهایت، طریقی که ما زمان را تجربه میکنیم، به طرز قابل توجهی مشابه است. زمانسنجی، خیلی با مرز کشورها و اختلاف ساعتها کاری نداشته، و بیشتر به پیچیدگیهای DNA، به جزئیات مغزمان، و به ریتم سیارهای که در آن زندگی میکنیم ارتباط دارد. هر روز، یک الگوی پنهان دارد. تواناییهای شناختی ما در خلال یک روز ثابت نمیماند. ما عمر خود را به عنوان سریالهایی با نقاط شروع، نقاط وسط، و نقاط پایانی زندگی میکنیم که هر کدام از این نقاط، رفتار ما را به یک مسیر جدید هدایت میکند. وقتی با دیگران در زمان هماهنگ میشویم، اغلب ما بهترینِ خودمان را بروز میدهیم.
یکی از راههای هماهنگ شدن، صد البته، گفتوگو است. بیشترین چیزهای خوب در زندگی با گفتوگو آغاز میشوند. و من کتابهایم را نه به عنوان آخرین کلمه، بلکه به عنوان کلمه آغازین گفتوگو با خوانندگان میبینم. به خاطر این فرصت، برای شروع یک گفتوگوی جدید و مهیج، سپاسگزارم.
شما همچنین میتوانید خلاصه کتاب کی را از پادکست بی پلاس بشونید.





حمزه ولدبیگی (مالک تایید شده) –
مگه میشه این کتاب رو نخوند .چقد این کتاب خوبه و کامل نظر ما رو در مورد تایمینگ و زمانبندی عوض میکنه .
حتما حتما بخونید.
صادقی –
تو بی پلاس گوشش دادم. خیلی کتاب خوبی به نظر میاد. مشتاقم تا زودتر برسه به دستم و بخونم.
مهدویان –
با خوندن این کتاب متوجه شدم که من مشکلی ندارم و فقط ساعت زیستیم با بقیه افراد متفاوته.
نشر نوین –
خوشحالیم که کتاب رو دوست داشتین