معرفی کتاب ایلان ماسک
ایلان ماسک یکی از چهرههای جنجالی عصر حاضر است، اما در عین حال، فردی است که بیش از بسیاری دیگر، فناوری را به سمت آینده پیش برده است. از کودکی، او رویای نجات زمین و فرستادن انسانها به فضا را در سر داشت. امروز، او سفرهای فضایی تجاری را به یک صنعت پایدار تبدیل کرده، خودروهای الکتریکی را به جریان اصلی بازار معرفی نموده و راههایی برای استفاده از هوش مصنوعی در جهت منافع بشریت ارائه داده است.
کتاب ایلان ماسک (Elon Musk) زندگی و دستاوردهای یکی از تاثیرگذارترین کارآفرینان فناوری در قرن بیستویکم را بررسی میکند. این کتاب با بررسی پروژههای بلندپروازانه ماسک در زمینههایی مثل خودروهای الکتریکی، اکتشافات فضایی و انرژیهای پاک، تصویری دقیق و منحصربهفرد از شیوههای نوآورانه او و همچنین چالشهای شخصی و حرفهایاش ارائه میدهد.
والتر آیزاکسون، استاد تاریخ در دانشگاه تولین لوئیزیانا، یکی از برجستهترین نویسندگان زندگینامهها است. او توانایی بینظیری در تحلیل شخصیتهای تاریخی و فناورانه دارد و زندگیهای پیچیده را در قالب داستانهایی جذاب روایت میکند. از جمله آثار پرفروش او میتوان به زندگینامههایی مانند بنجامین فرانکلین، آلبرت انیشتین، استیو جابز و لئوناردو داوینچی اشاره کرد.
آیزاکسون برای نوشتن کتاب ایلان ماسک به افکار و فعالیتهای ماسک دسترسی نزدیکی داشت و با افرادی که به او نزدیک بودند، از جمله کسانی که دیگر در حلقه او قرار ندارند، مصاحبه کرد. ماسک هیچ کنترلی بر محتوای کتاب نداشت و به آیزاکسون اجازه داد تا نتیجهگیریهای خود را به طور مستقل ارائه دهد. این کتاب، مانند آثار قبلی آیزاکسون، تصویری عمیق و چند بعدی از زندگی و شخصیت ماسک ارائه میدهد.
مردم جهان ایلان ماسک را با نوآوریهای انقلابی و آرزوهای بیمرزش میشناسند. او در تلاش است مسیر آیندۀ بشر را تغییر دهد و چیزی بیشتر از اهداف تجاری است. پرتاب موشک به فضا و ایجاد تحول در صنعت خودروسازی از کارهای برجستۀ ایلان ماسک است. زندگی او ترکیبی از تفکر آیندهنگرانه و ارادهای قوی است. ایلان ماسک شخصیت پیچیدهای دارد و میخواهد بزرگترین مشکلات جهان را حل کند.
در کتاب ایلان ماسک با چگونگی شکلگیری شخصیت ایلان ماسک در سالهای اولیۀ زندگی، نوآوریهای او در حوزههای دیجیتال و خودرو و اقدامات جسورانهاش در زمینۀ فضا با شرکت اسپیسایکس آشنا میشوید. از دوران کودکی او در آفریقای جنوبی تا مواجهه با چالشهای پیچیده در تسلا، شما شاهد تعهد بیچونوچرای او به نوآوری خواهید بود. در ادامه مروری بر خلاصه کتاب ایلان ماسک خواهیم داشت.

سالهای ابتدایی زندگی ایلان ماسک در آفریقای جنوبی
در کتاب ایلان ماسک میخوانید که ایلان ماسک در ۲۸ ژوئن ۱۹۷۱ در پرتوریا، آفریقای جنوبی به دنیا آمد. کودکی او با چالشهای زیادی همراه بود، از جمله مشکلات در دوستیابی و سوءرفتار پدرش. او که یک سال زودتر به مدرسه رفته بود، به دلیل تفاوتهای عصبی و دشواری در درک نشانههای اجتماعی، اغلب مورد آزار قرار میگرفت.
ماسک با پناه بردن به کتابها، کمیکهای علمی-تخیلی و دنیای رایانهها، راهی برای فرار از این شرایط یافت. این علایق به او کمک کردند تا رویای زندگی جدیدی را در سر بپروراند. از همان کودکی، ایلان با روحیهای کنجکاو و ماجراجو بزرگ شد، ویژگیهایی که از پدربزرگ و مادربزرگ مادریاش، جاشوا و وینفرد هالدمن، به او رسیده بود.
جاشوا، که متخصص کایروپراکتیک بود، عاشق اکتشاف و ماجراجویی بود و این اشتیاق را به خانوادهاش، از جمله دخترش می (مادر ایلان ماسک)، منتقل کرد. خانواده هالدمن هر سال به بیابان کالاهاری سفر میکردند تا شهری افسانهای را که یک کلاهبردار به آنها معرفی کرده بود، پیدا کنند. این سفرها نشاندهنده روحیۀ ماجراجویی و ریسکپذیری بود که از همان کودکی در ایلان دیده میشد. او همیشه در حال یادگیری و جستوجوی راههای جدید برای نوآوری بود.
پدر ایلان ماسک، شخصیتی پیچیده داشت. او نیز بسیار ماجراجو بود اما رفتارهای غیرقابل پیشبینی و روابط پرتنش با خانواده، تاثیر عمیقی بر ایران گذاشت. او در زمینۀ مهندسی و تجارت فعالیت میکرد، اما گاهی سرمایهگذاریهای پرریسکی مانند تجارت زمرد در زامبیا انجام میداد که در نهایت با شکست مواجه شد.
دوران کودکی ایلان ماسک
والتر آیزاکسون در کتاب ایلان ماسک در مورد کودکی او توضیح میدهد. او در دوران کودکی بسیار باهوش و کنجکاو بود اما روابط اجتماعی خوبی نداشت و در یادگیری مشکل داشت. اما باز هم از سنین پایین نشانههایی از ذهن کارآفرینانه در او دیده میشد. او به برنامهنویسی و کامپیوتر علاقۀ زیادی داشت و این علاقه با حمایت مادرش تقویت میشد. او همزمان با فعالیت حرفهای در زمینۀ مدلینگ و تغذیه، فرزندانش را بهتنهایی بزرگ میکرد.
در سن ۱۰ سالگی، ماسک تصمیم گرفت با پدرش زندگی کند، هرچند این انتخاب به دلیل احساس گناه بود. او در این دوره بیشتر وقت خود را صرف مطالعه و یادگیری برنامهنویسی کرد و تا ۱۳ سالگی بازیهای ویدیویی خود را طراحی و به مجلات میفروخت. این علاقه به فناوری و داستانهای علمی-تخیلی، پایههای اولیهای را برای آیندهی او شکل داد. با این حال، ماسک برخی ویژگیهای منفی پدرش، مانند تغییرات ناگهانی خلقوخو و خشمهای کلامی، را نیز به ارث برده بود.
ایلان ماسک در ۱۷ سالگی تصمیم گرفت به کانادا مهاجرت کند. او میخواست از شرایط دشوار خانوادگی دور شود و به دنبال رویاهایش برود. این تصمیم به برنامهریزی و تلاش فراوانی نیاز داشت. این اولین گام ایلان ماسک برای مهاجرت به آمریکا و تبدیل شدن به یکی از افراد تاثیرگذار در زمینۀ فناوری در قرن بیستویکم بود.
او با ۴۰۰۰ دلار شروع به کار در مزارع و کارگاههای چوببری کرد تا راه را برای پیوستن خانوادهاش هموار کند. پس از اینکه خانواده به او پیوستند، ماسک تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کرد و به عنوان کارآموز در مایکروسافت مشغول به کار شد. این تصمیمها اولین گامهای او برای ساختن آیندهای متفاوت و دوری از گذشتهی پرچالش بودند.

داستان صعودی نابغۀ فناوری، ایلان ماسک
در بخشی دیگر از کتاب ایلان ماسک در مورد پیشرفتهای صعودی او خواهید خواند. در میانههای دهۀ ۱۹۹۰، همزمان با گسترش سریع اینترنت، ایلان ماسک و برادرش کیمبال تصمیم گرفتند ایدهای ساده اما تحولآفرین را به واقعیت تبدیل کنند. آنها میخواستند با ترکیب یک فهرست قابل جستجو از کسبوکارها با نرمافزار مکانیابی سرویس جدید برای راهیابی ایجاد کنند. این پروژه در سال ۱۹۹۵ با شک و تردیدهای زیادی شروع شد و بسیاری از افراد معتقد بودند این سیستم هرگز نمیتواند جایگزین سیستمهای قبلی شود.
ماسک و برادرش در یک دفتر کوچک در پالو آلتو مستقر شدند و سبک زندگی ساده و کمهزینهای را در پیش گرفتند: ساعتهای طولانی کار، خواب کم و وعدههای غذایی ارزان. تلاشهای بیوقفهی آنها بالاخره نتیجه داد و توانستند با شرکت Navteq همکاری کنند تا دادههای نقشهی مورد نیاز خود را به دست آورند. این همکاری به آنها اجازه داد تا فناوری خود را توسعه دهند و شرکت Zip2 را تاسیس کنند. Zip2 خیلی زود توجه سرمایهگذاران و روزنامههای بزرگ را جلب کرد و توانست سرمایهای ۳ میلیون دلاری از David Dow Ventures جذب کند.
با وجود چالشهای داخلی، از جمله تغییر نقش ماسک از مدیرعامل به مدیر ارشد فناوری، Zip2 توانست مدل کسبوکار خود را بهبود بخشد و نرمافزاری برای روزنامهها طراحی کند که به آنها امکان ایجاد فهرستهای محلی اختصاصی میداد. نقطۀ اوج موفقیت این شرکت در سال ۱۹۹۹ رقم خورد، زمانی که شرکت کامپک، Zip2 را به مبلغ ۳۰۷ میلیون دلار خریداری کرد. این معامله ایلان ماسک را به جمع میلیونرهای سیلیکون ولی وارد کرد.
راهاندازی بانک آنلاین ایکس توسط ایلان ماسک
پس از موفقیت Zip2، ماسک هدف بعدی خود را راهاندازی یک بانک آنلاین قرار داد که X.com نام داشت. او و رقیبش PayPal به دلیل نیاز سایت eBay به پلتفرمهای پرداخت آنلاین رشد کردند. با این حال، در جریان بحران شرکتهای اینترنتی، هر دو شرکت با مشکلاتی مواجه شدند و برای جلوگیری از رقابت شدید، شرکتها را ادغام کردند. این ادغام منجر به شکلگیری PayPal شد، ولی هیئتمدیره ماسک را از مقامش کنار گذاشت. با این حال، ماسک در سال ۲۰۰۲ که eBay PayPal را خریداری کرد، ۲۵۰ میلیون دلار به دست آورد.
در مارس ۱۹۹۹، ماسک شرکت X.com را تأسیس کرد تا با ارائهی یک سرویس مالی آنلاین جامع، انقلابی در صنعت بانکداری ایجاد کند. این شرکت بعدها با شرکت Confinity ادغام شد و برند جدیدی به نام PayPal را شکل داد. PayPal به سرعت به یکی از نامهای شناختهشده در حوزۀ پرداختهای آنلاین، بهویژه در eBay، تبدیل شد.
دوران حضور ایلان ماسک در پیپال بدون چالش نبود. او مدیری جسور و ریسکپذیر بود و دیدگاههای او در تضاد با رهبران شرکتهای دیگر بود. این اختلافات در نهایت به یک جنگ قدرت منجر شد و ماسک از سمت مدیرعاملی برکنار شد. این اتفاق تلخ به ماسک فرصت داد تا روی پروژههای بزرگتری مانند SpaceX و Tesla تمرکز کند.
در سال ۲۰۰۱، ماسک برای اولین بار تصمیم گرفت تعطیلات کوتاهی داشته باشد، اما در طول این سفر به مالاریا مبتلا شد. این تجربهی نزدیک به مرگ، تنفر او از استراحت و تعطیلات را بیشتر کرد و باعث شد تابآوری او در برابر سختیها تقویت شود. پس از بهبودی، ماسک با انرژی و عزمی دوچندان به سمت پروژههای آیندهاش حرکت کرد، پروژههایی که مرزهای نوآوری و اکتشاف را جابهجا کردند.
سبک مدیریت ایلان ماسک
سبک مدیریتی ماسک بر اساس مأموریتمحوری استوار است. او به جای پرورش نیروی انسانی، بر چالش کشیدن آنها تأکید دارد. سه اصل کلیدی در سیستم مدیریتی او عبارتند از ایجاد محیطهای کاری با حجم کاری بالا، سادهسازی فرآیندها، و عدم پذیرش همدلی در مدیریت که این ویژگیها به موفقیتهای بعدی او در کسبوکارهای مختلف کمک کرد.
ایلان ماسک برای مدیریت تیمهای خود از رویکردی بدون همدردی و مأموریتمحور استفاده میکند. او معتقد است که هیچچیز نباید بیچالش بماند و از تیم خود میخواهد که هر فرض ضروری را مورد بازنگری قرار دهند. این رویکرد به او کمک میکند تا فرآیندها را سادهسازی کرده و تمامی مؤلفههایی که قابل حذف هستند، حذف کند. در نهایت، بهینهسازی و تسریع باقیمانده کارها اولویت دارد.
یکی از ویژگیهای قابل توجه سبک مدیریتی ماسک، عدم پذیرش همدلی در محیط کار است. او اعتقاد دارد که مدیرانی که با کارکنان خود دوست هستند، قادر به ارائه بازخوردهای صریح و چالشبرانگیز نخواهند بود. آیزاکسون اشاره میکند که ماسک ترجیح میدهد بدون نگرانی از احساسات دیگران، بهطور بیپرده نظرات خود را بیان کند و این رویکرد را از پدر سختگیرش آموخته است.
ویژگیهای ایلان ماسک به روایت کتاب آیزاکسون
آیزاکسون در کتاب ایلان ماسک به این نکته اشاره میکند که ماسک در مواجهه با بحرانها شکوفا میشود و به جای لذت بردن از موفقیتها، نیاز به بحرانهایی دارد تا بتواند عملکرد بهتری از خود نشان دهد. او حتی برای شرکتهای خود بحرانهایی میسازد و با تعیین مهلتهای سخت و نمایشی، تیمهای خود را به تلاشهای شبانهروزی و اضطراب دائمی وادار میکند تا به این ترتیب، انگیزه خود را حفظ کند.
زندگینامه ماسک که در سال ۲۰۱۵ توسط ونس نوشته شد، بیشتر بر نقاط قوت او تأکید دارد، به ویژه طرز فکر آیندهنگر ماسک که منافع درازمدت بشریت را بالاتر از ملاحظات شخصی قرار میدهد. ماسک معتقد است که کسبوکارها و صنایع میتوانند همیشه بهبود یابند و به عنوان فردی تاثیرگذار، وظیفهاش است که این بهبود را تشویق و تسهیل کند. این طرز فکر از علاقهمندی او به یادگیری مادامالعمر نشئت میگیرد و او به طور مداوم درک خود را از موضوعات پیچیده گسترش میدهد.
یکی از ویژگیهای متمایزکننده ماسک، توانایی او در مقابله با هرج و مرج و تحمل بالای ریسک است. این ویژگی به او برتری نسبت به رقبای تجاریاش میدهد و کمک میکند تا بتواند در زمانهای استرسزا عملکرد بهتری از خود نشان دهد. ماسک همچنین توانایی دارد که جزئیات فنی را با تفکر کلی ترکیب کند، به طوری که در حالی که مشکلات فردی را حل میکند، تمرکز خود را بر انگیزه کلی و مأموریت شخصیاش حفظ میکند.
ماسک از احساس بزرگمنشی برای پیشبرد مأموریت خود انگیزه میگیرد. او باور دارد که اگر خودش این کار را انجام ندهد، هیچکس دیگر قادر به نجات دنیا نخواهد بود. این دیدگاه او در هر دو شرکت SpaceX و Tesla دیده میشود، که هر کدام دستاوردهای مالی بزرگی را رقم زدهاند. در عین حال، ماسک نمیتواند توجه خود را به یکی از این شرکتها معطوف کند، زیرا به هر دو پروژه و مأموریتهایشان ایمان دارد.

کتاب ایلان ماسک؛ از رویای سفر به مریخ تا تاسیس SpaceX
در آغاز دههی ۲۰۰۰، ایلان ماسک وارد دورهای از تحول شخصی و حرفهای شد که او را به فراتر از مرزهای زمین کشاند. پس از جدایی از پیپال، او به دنیای جسورانۀ اکتشافات فضایی قدم گذاشت. هدف او بلندپروازانه بود: تبدیل بشریت به گونۀ چندسیارهای. کنجکاوی و جسارت ذاتی ماسک، مسیر او را مشخص کرد. برای درک بهتر پیچیدگیهای آیرودینامیک، پرواز با یک هواپیمای توربوپراپ تکموتوره و یک جت نظامی ساخت شوروی را یاد گرفت. این تجربههای عملی نشاندهندهی علاقۀ عمیق او به فضا و پرواز بود.
به گفتۀ کتاب ایلان ماسک وقتی او از برنامههای ناسا برای اکتشاف مریخ ناامید شد، ایدۀ تاسیس اسپیس ایکس به سر او زد. ایدهی تأسیس اسپیسایکس از ناامیدی ماسک از برنامههای ناسا برای اکتشاف مریخ شکل گرفت. در واقع، او از نبود چنین برنامههایی سرخورده بود. این احساس در سال ۲۰۰۱، طی یک سفر جادهای به همراه کارآفرین آدئو رسی، به اوج رسید. در این سفر، ایدۀ “Mars Oasis” (ارسال یک گلخانه به مریخ) در ذهن ماسک جرقه زد و عزم او را برای احیای رؤیای اکتشافات فضایی تقویت کرد.
اما رسیدن به این رویا ساده نبود. او نتوانست از روسیه راکتهای ارزان خریداری کند. او به این فکر افتاد که چرا خودمان راکت نسازیم؟ این سوال باعث شد در مه ۲۰۰۲ شرکت اسپیس ایکس تاسیس شود. در مسیر تغییر قواعد بازی در صنعت هوافضا، گوئن شاتول (Gwynne Shotwell) نقشی کلیدی داشت. بهعنوان رئیس اسپیسایکس، شاتول مکملی ایدهآل برای ماسک بود و با ترکیب تخصص فنی و دیدگاه عملی، به اجرایی شدن ایدههای بلندپروازانهی او کمک کرد.
سالهای اولیۀ اسپیسایکس با سرعت بالا و فرهنگی مبتنی بر یادگیری از شکستها تعریف میشد. در این مسیر، هر ناکامی نه یک مانع، بلکه فرصتی برای پیشرفت بود. این فلسفه در توسعۀ راکت فالکون ۱ به وضوح دیده میشد. فالکون ۱ محصولی بود که داستانی از آزمون و خطا، پیروزیها و شکستها را در خود داشت. این آغاز عصری جدید در اکتشافات فضایی بود؛ عصری که در آن، رویای رسیدن به مریخ به هدفی دستیفتنی تبدیل شد.
ایلان ماسک و تسلا
کتاب ایلان ماسک در مورد تسلا نیز صحبت میکند. در اواخر تابستان ۲۰۰۳، مهندس جوانی به نام جی. بی. استرابل در یک سمینار شرکت کرد که ایلان ماسک، بنیانگذار تازهکار اسپیسایکس، در آن سخنران بود. این دیدار نقطهی عطفی بود که علاقۀ استرابل به خودروهای برقی را به همکاریای تبدیل کرد که در نهایت به تأسیس تسلا انجامید؛ شرکتی که قرار بود صنعت خودروسازی را دگرگون کند.
این ایدۀ اولیه با توجه به پتانسیل بالای باتریهای لیتیوم-یونی، مسیر خود را به سمت تولید اولین خودروی اسپرت الکتریکی، یعنی تسلا رودستر، آغاز کرد. ورود ماسک به این پروژه با سرمایهگذاری جسورانهای همراه بود که در آن زمان، بازار مصرف هنوز آمادگی پذیرش این فناوری را نداشت. در سال ۲۰۰۴، نسلا به یک شرکت در حال رشد تبدیل شده بود که با چالشهای مالی و پیچیدگیهای تولید سروکار داشت.
با وجود تغییرات مدیریتی و مشکلات فراوان در بازتعریف فرایندهای تولید، پافشاری ماسک بر نوآوری و کنترل دقیق بر مراحل تولید، راه را برای پیشرفت هموار کرد. این مسیر پر از موانع بود؛ از هزینههای سرسامآور تولید رودستر گرفته تا مشکلات لجستیکی ناشی از زنجیرهی تأمین جهانی. تسلا تصمیم گرفت بسیاری از قطعات کلیدی را بهجای خرید از شرکتهای دیگر، خودش تولید کند؛ اقدامی که به یکی از عوامل اصلی موفقیت این برند تبدیل شد.
اما دیدگاه ماسک فراتر از تولید خودرو بود. او آیندهای را تصور میکرد که در آن خودروهای الکتریکی و خودران، صنعت حملونقل را متحول خواهند کرد. در آوریل ۲۰۱۹، تسلا با وجود تردیدهای فراوان و موانع فنی، پیشرفتهای خود در زمینهی فناوری خودران را به نمایش گذاشت و نشان داد که تعهد ماسک به این ایده همچنان قوی است.
این جاهطلبی با معرفی سایبرتراک بیش از پیش آشکار شد. این خودروی برقی که در نوامبر ۲۰۱۹ رونمایی شد، با طراحی منحصربهفرد و بدنهی استیل ضدزنگ، نمادی از تمایل ماسک به بازتعریف مفهوم خودروهای الکتریکی بود. سبک رهبری ماسک سختگیرانه، چالشبرانگیز و سرشار از خوشبینی بود و باعث ایجاد اختلافات داخلی شد.
داستان تسلا، داستانی از جاهطلبی، نوآوری و تعهد بیوقفه به آیندهای پایدار است. این داستان ماسک را نه تنها بهعنوان یک سرمایهگذار یا مدیر اجرایی، بلکه بهعنوان یک آیندهنگر به تصویر میکشد. با وجود تمام چالشها و حواشی، توانایی ماسک در تصور آیندهای کاملاً متفاوت برای حملونقل، تسلا را به پیشگام صنعت خودروهای الکتریکی و نمادی از پیشرفت فناوری تبدیل کرده است.
در ادامه، تاریخ Falcon 1 مجموعهای از درسهای آموختهشده از اشتباهات بود. سه پرواز اول Falcon 1 با شکست مواجه شد، اما موفقیت پرواز چهارم نشان داد که یک شرکت خصوصی میتواند با هزینه کمتر از پیمانکاران دولتی، محمولهها را به فضا ارسال کند. این موفقیت به SpaceX کمک کرد تا قرارداد ۱.۶ میلیارد دلاری برای حمل بار و خدمه به ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) برنده شود.
برای انجام این قرارداد، نیاز به راکت بزرگتری بود که به نتیجه Falcon 9 و کپسول قابل بازیابی Dragon رسید. پرواز اولیه Falcon 9 موفقیتآمیز بود و توانست رکورد بزرگترین راکت ایمن فرود آمده را ثبت کند. موفقیت Falcon 9 نشان داد که تحمل ریسکهای ماسک به SpaceX این امکان را داد تا مشکلات را سریعتر حل کند، و در نهایت به پرواز دو فضانورد به ISS در سال ۲۰۲۰ منجر شد که اولین پرتاب سرنشیندار آمریکایی از زمان پایان برنامه شاتل فضایی بود.
همسران و فرزندان ایلان ماسک
ماسک در زندگی خانوادگی خود دچار تنشهای زیادی است. او روابط پرتنشی با همسران و شریکهای زندگیاش داشته و ۱۱ فرزند دارد. او در زندگی شخصیاش هم به دنبال شدت و هرجومرج است، مانند دنیای کسبوکارش، و به این ترتیب در روابط عاطفی خود نیز با مشکلات زیادی مواجه شده است.
اولین همسر ماسک، جاستین، که در دانشگاه با او آشنا شده بود، بعد از مرگ فرزند نوزادشان و تنشهای زیاد در روابطشان، در سال ۲۰۰۸ از ماسک درخواست طلاق کرد. آنها پنج فرزند دیگر داشتند اما بهتدریج ماسک بهجای ارتباطات عاطفی، به جنگ و دعوا روی آورد. پس از طلاق، ماسک با بازیگر تالو لا رایلای وارد رابطه شد که این رابطه نیز پس از چندین سال مشکلات، در سال ۲۰۱۵ پایان یافت.
در سال ۲۰۱۸، ماسک با موسیقیدان گریمز آشنا شد و رابطه عاشقانهای با او آغاز کرد. گریمز برخلاف گذشته، ویژگیهایی از مهربانی داشت که ماسک به آن نیاز داشت. هرچند این رابطه در سال ۲۰۲۱ به پایان رسید، اما آنها همچنان دوستان و والدین مشترک فرزندانشان باقی ماندند.
ماسک تا زمان انتشار کتاب ۱۱ فرزند دارد که شش نفر از همسر اولش جاستین، سه نفر از گریمز و دو نفر از مدیر اجرایی شیون زیلیس است. اولین فرزند او، نوادا، در سال ۲۰۰۲ درگذشت. در دهه ۲۰۲۰، ایلان ماسک شروع به ابراز نظرات سیاسی محافظهکارانه کرد، به ویژه زمانی که متوجه شد توییتر تحت تأثیر گرایش لیبرال شدید است و سیاستهای آن مانع از آزادی بیان میشود.
ماسک که خود یک کاربر فعال توییتر بود، به این نتیجه رسید که برای رفع این مشکل باید وارد عمل شود. ابتدا با سرمایهگذاری در توییتر و سپس با خرید کامل این پلتفرم، قصد داشت تغییرات اساسی در آن ایجاد کند.
ایلان ماسک و خرید توییتر
در آوریل ۲۰۲۲، تسلا، علیرغم اختلالات جهانی در زنجیرۀ تامین، رشد چشمگیر ۷۱ درصدی در فروش را تجربه کرده و در سهماههی اول سال به رکوردی بیسابقه در تحویل خودروها رسیده بود، بهطوریکه ارزش این شرکت از مجموع ارزش ۹ خودروساز برتر دیگر فراتر رفته بود. همزمان، اسپیسایکس نیز با پرتاب دو برابر محموله نسبت به رقبای خود، جایگاه برتر خود در صنعت فضایی را تثبیت کرده بود. اما باز هم این موفقیتها برای ماسک کافی نبود و او به دنبال چیزهای بیشتری بود.
یکی از دلایل اصلی علاقه ماسک به توییتر موفقیتهای تسلا و اسپیسایکس به دلیل بیرقیب بودن آنها بود. این آرامش و راحتی در کسبوکارهایش با روحیه او سازگار نبود، بنابراین تصمیم گرفت به سراغ توییتر برود زیرا او منتقد نحوۀ آزادی بیان در این شبکه اجتماعی بود و معتقد بود که صدای جناح راست سیاسی بیش از حد سرکوب شده است.
در ذهن او، توییتر میتوانست به یک میدان عمومی دیجیتال برای تبادل آزادانهی ایدهها تبدیل شود. در نتیجه تصمیم ایلان ماسک برای خرید این پلتفرم یک پروژه شخصی برای تغییر نقش این پلتفرم در جامعه بود. ایلان ماسک ابتدا پیشنهاد پیوستن به هیئت مدیره توییتر را داد، اما متوجه شد که این گزینه نمیتواند تغییرات عمدهای در پلتفرم ایجاد کند.
در ادامه، ماسک پیشنهاد خرید توییتر به مبلغ ۴۴ میلیارد دلار را مطرح کرد و قصد داشت با ارائه حسابهای کاربری معتبر در ازای پرداخت ماهانه، توییتر را سودآور کند. او همچنین میخواست این پلتفرم را به یک محیط مالی تبدیل کند که هنرمندان و خالقان بتوانند از آثارشان کسب درآمد کنند و همچنین با حذف سانسور و باز کردن الگوریتمها، آن را به یک پلتفرم دموکراتیک و منبع باز تبدیل نماید.
پس از مدتی تفکر، ماسک احساس کرد که قیمت توییتر بیش از ارزش واقعی آن است. یکی از دلایل این نگرانی تعداد حسابهای جعلی در توییتر بود که به نظر او به طور جدی دستکم گرفته شده بود. او خواستار بررسی دادههای توییتر شد، اما زمانی که نتوانستند به نتیجه برسند، ماسک سعی کرد از خرید منصرف شود. در نهایت، توییتر از او شکایت کرد، اما ماسک معامله را زودتر از موعد انجام داد و مدیران توییتر را اخراج کرد.

تغییرات اساسی توییتر بعد از ایلان ماسک
با خرید توییتر، ایلان ماسک تحول بزرگی در فرهنگ و ساختار پلتفرم رسانه اجتماعی ایجاد کرد. ماسک با اخراج بیشتر کارکنان، بازنگری سیاستهای محتوا و بازگرداندن حسابهای مسدود شده که به دلیل نقض قوانین قبلی ممنوع شده بودند، چشمانداز توییتر را به کلی تغییر داد. این تغییرات با فرهنگ پیشین توییتر که بر شمولیت، امنیت روانی کارکنان و توجه به آنها تاکید داشت، در تضاد بود.
آیزاکسون توضیح میدهد که پیش از خرید توییتر، فرهنگ این پلتفرم تاکید زیادی بر رفاه کارکنان و شمولیت داشت، در حالی که سبک رهبری ماسک بیشتر بحرانمحور و تهاجمی بود. اولین اقدام ماسک ارسال تیمهایی از اسپیسایکس و تسلا برای ارزیابی بخش مهندسی نرمافزار توییتر و کاهش اندازه شرکت بود. اخراجها عمدتاً بر افرادی متمرکز بودند که کدهای ناکارآمد نوشته بودند، یا کسانی که ممکن بود به ماسک وفادار نباشند.
در ادامه، ماسک به اخراجهای خود ادامه داد و به کارکنان باقیمانده این گزینه را داد که یا با انتظارات جدید ماسک همراستا شوند یا از شرکت جدا شوند. این تغییرات به نوعی، نحوه کار و تعاملات در توییتر را از اساس تغییر داد و باعث شد که محیط کاری آن بیشتر به سمت سرعت فشرده و شرایط کاری سختگیرانهای که ماسک ترجیح میداد، حرکت کند.
با وجود پیشبینیهای مکرر درباره سقوط توییتر پس از تغییرات ماسک، این پلتفرم همچنان به فعالیت خود ادامه داده است. ماسک همچنان با وجود چالشهای توییتر، تمرکز خود را روی آینده فناوری و پیشرفت بشری حفظ کرده است. پروژههای او در حوزههای مختلف، از نورالینک و رباتیک گرفته تا سفرهای فضایی، نشاندهنده دیدگاه او برای همافزایی انسان و ماشین، کاهش کارهای یکنواخت و توسعه قابلیتهای فراتر از زمین است.
خلاصه کتاب ایلان ماسک
تحلیل آیزاکسون نشان میدهد که ماسک در تمامی پروژههایش، رویکردی مشابه دارد: آزمایش، یادگیری از شکست، و بهبود مداوم. از Neuralink گرفته تا Optimus و Starship، او به دنبال تغییرات بنیادینی است که میتوانند نهتنها نحوه کار کردن و زندگی کردن انسانها، بلکه حتی محل زندگی آنها را نیز تغییر دهند.
با این حال، روشی که ماسک در دنیای تجارت و فضای عمومی از خود نشان میدهد، باعث شده بسیاری او را به عنوان نیرویی مخرب و غیرمسئول ببینند. موفقیتهای او اغلب به دور از همکاران و رقبایش بوده است. انگیزۀ بیپایان و گاه نداشتن همدلی او، بارها باعث ایجاد بینظمی در شرکتهایش شده است. همچنین، نیاز شدید او به کنترل کامل تمام جنبههای کسبوکارش، باعث شده تا انتقادهای سازندهای که میتوانستند به اهداف کلی او کمک کنند، نادیده گرفته شوند.
چه کسانی باید کتاب ایلان ماسک را بخوانند؟
مطالعۀ کتاب ایلان ماسک به کارآفرینان و بنیانگذاران استارتاپها که به دنبال الهامبخشی هستند، دانشجویان مدیریت فناوری و نوآوری و طرفداران تسلا، اسپیسایکس و ایلان ماسک پیشنهاد میشود.
تحسینهای دریافتی کتاب ایلان ماسک
«این کتاب پرترهای از غول جذاب تکنولوژی است و آمیزهای خواندنی و سرشار از دلشوره و تحسین است.»
– دیلی تلگراف
«ایزاکسون با نوشتن این بیوگرافی از ایلان ماسک کاری شگفتانگیز انجام داده است.»
– فایننشال تایمز
«هرچه میخواهید در مورد ایلان ماسک فکر کنید اما او مردی است که ارزش درک شدن را دارد و همین است که این کتاب را خواندنی میکند.»
– اکنومیست
«کتابی کوبنده که سایهبهسایۀ سرمایهگذار معروف او را دنبال میکند و بخشهای مهم ذهن او را میکاود.»
– تایمز
«این کتاب گزارش جامع و عمیق از زندگی غول فناوری جهان.»
– پولیتیکو
«این کتاب مطالعهای جامع از زندگینامهنویسی باتجربه است.»
– آبزیویر

فراز –
سلام
میخواستم تاریخ چاپ این کتاب و اسم مترجم رو بدونم؟
نشر نوین –
سلام فراز عزیز
وقتت بخیر باشه
کتاب امروز با ترجمۀ خانم مینا صفری منتشر شد.
ارسام –
سلام، کی چاپ میشه؟
نشر نوین –
سلام آرسام عزیز
وقتت بخیر باشه
کتاب امروز منتشر شد.
شیرکو –
سلام وقت بخیر.
کتاب ایلان ماسک کی توزیع میشە؟
نشر نوین –
سلام شیرکو عزیز
وقت تو هم بخیر
کتاب امروز منتشر شد.
رضا افشار –
چگونهمی توان در آمریکا این کتاب را دریافت کرد
نشر نوین –
دسترسی به این کتاب در حال حاضر برای شما از طریق اپلیکیشنهای طاقچه، فیدیبو و کتابراه امکان پذیره که آدرسشون لینک شده.
علی صفایی –
کتاب جالبی باید باشه منتظرم برسه به دستم تا شروعش کنم
هادی –
کسی در مورد فرایند نوشتن این کتاب اطلاعی داره؟ کتاب با نظارت ایلان ماسک منتشر شده؟
نشر نوین –
بله دوست عزیز
این کتاب نظارت خود ایلان ماسک منتشر شده
حمزه ولدبیگی (مالک تایید شده) –
این کتاب رو از دست ندین و حتما بخونین چون قراره کلی ذهنیتتون رو در مورد محدودیتها و تواناییهاتون رو تغییر بده… و از نزدیک با شخصیت ایلان ماسک اشنا میشید و درس های بزرگی از خودش و زندگیش قراره یاد بگیرید.