کتاب قانون والایی، ترجمۀ فارسی کتاب The Law of The Sublimeنوشته رابرت گرین (Robert Greene) است که با قرارداد انحصاری کپیرایت، همزمان با انتشار جهانی، در ایران هم منتشر میشود. ترجمه و انتشار مجدد این کتاب خلاف قوانین بینالمللی نشر و اخلاق حرفهای است.
خلاصه کتاب قانون والایی
آخرین بار کِی از چیزی واقعاً شگفتزده شدید؟ کِی به آسمان شب نگاه کردید و عظمت بیانتهای جهان نفستان را بند آورد؟ یا در برابر شکوه طبیعت، راز زندگی و ناشناختههای هستی احساس کردید چیزی بسیار بزرگتر از دغدغههای روزمرهتان وجود دارد؟
ما آنقدر به دنیای اطرافمان عادت کردهایم که کمتر چیزی توجهمان را جلب میکند. درگیر کارها و نگرانیهای روزمرهایم و اغلب بیآنکه مکث کنیم، از کنار چیزهایی میگذریم که زمانی برایمان شگفتانگیز بودند. جهان کوچکتر نشده است؛ این نگاه ماست که محدود شده.
رابرت گرین در کتاب قانون والایی ما را به سفری متفاوت دعوت میکند؛ سفری از بیکرانگی کیهان و رازهای فرگشت تا ژرفای ذهن انسان، جهان هنر، عشق و حتی مرگ. او نشان میدهد چگونه رویارویی با عظمت، زیبایی و ناشناختهها میتواند مرزهای ذهنمان را گسترش دهد، ما را از اسارت افکار تکراری رها کند و احساس شگفتی و معنا را دوباره به زندگیمان بازگرداند.
این کتاب دعوتی است برای عبور از مرزهای دنیای آشنا و کشف دوبارۀ عظمت زندگی؛ عظمتی که همیشه پیرامونمان بوده، اما شاید دیگر آن را نمیبینیم.
خلاصۀ کتاب قانون والایی
فرض کنید مدتهاست زندگیتان روی دور تکرار افتاده است. کار میکنید، برنامه میریزید، به سرگرمیهای مختلف مشغول میشوید و شاید حتی به بسیاری از هدفهایتان میرسید، ولی همچنان احساس میکنید چیزی کم است. سرگرمیهای تازه برای مدتی هیجانانگیزند، ولی خیلی زود جذابیتشان را از دست میدهند و دوباره همان احساس ملال و بیحوصلگی برمیگردد.
چرا گاهی با وجود اینهمه امکان و سرگرمی، زندگی برایمان بیروح و تکراری میشود؟ آیا راهی هست که بتوانیم دوباره عمق و معنای بیشتری در تجربههای روزمرهمان پیدا کنیم؟ رابرت گرین در کتاب قانون والایی معتقد است بخشی از مشکل به محدودشدن دنیای ذهنی ما برمیگردد. آنقدر درگیر مسائل شخصی و چیزهای آشنا شدهایم که کمتر به آنچه بیرون از دایرۀ کوچک زندگیمان قرار دارد توجه میکنیم.
ولی به باور گرین، ذهن انسان میل عمیقی به کشف ناشناختهها، تجربۀ عظمت و عبور از مرزهای آشنای خود دارد؛ میلی که میتواند ما را به تجربهای برساند که او آن را «امر والا» مینامد.
رابرت گرین با استفاده از روایتهای تاریخی، یافتههای علمی، آثار هنری و تمرینهای عملی نشان میدهد چگونه میتوانیم از محدودیتهای نگاه روزمره فاصله بگیریم و ارتباط عمیقتر و معنادارتری با جهان برقرار کنیم.
امر والا چیست و چه تأثیری بر زندگی ما دارد؟
تصور کنید بر فراز کوهی ایستادهاید و به چشماندازی وسیع نگاه میکنید. عظمت منظره برای لحظهای شما را از فکر مشکلات روزمره بیرون میکشد و احساس میکنید با چیزی روبهرو شدهاید که بسیار بزرگتر از شماست.
رابرت گرین این تجربه را «امر والا» مینامد؛ لحظهای که مواجهه با عظمت، زیبایی، ناشناختهها یا حتی ترس، ذهنمان را از چارچوبهای معمول بیرون میبرد و باعث میشود جهان را به شکلی متفاوت ببینیم.
اما امر والا فقط در طبیعت پیدا نمیشود. ممکن است هنگام شنیدن موسیقی، تماشای اثری هنری، شناخت زندگی انسانهای گذشته، تجربۀ عشق یا حتی اندیشیدن به مرگ نیز آن را احساس کنیم.
از نگاه گرین، چنین تجربههایی صرفاً هیجانهایی زودگذر نیستند. آنها میتوانند افق دید ما را گسترش دهند، از تمرکز همیشگی بر خودمان فاصلهمان دهند و کمکمان کنند زندگی را در چشماندازی بزرگتر ببینیم.
او معتقد است میل به تجربۀ امر والا بخشی از سرشت انسان است؛ میلی که در زندگی مدرن اغلب زیر فشار روزمرگیها و سرگرمیهای سطحی نادیده گرفته میشود.
چرا سرگرمیهای بیشتر همیشه احساس پوچی را کمتر نمیکنند؟
وقتی احساس بیحوصلگی میکنیم، معمولاً بهدنبال سرگرمی تازهای میرویم؛ فیلمی میبینیم، در شبکههای اجتماعی وقت میگذرانیم یا تلاش میکنیم با تجربهای هیجانانگیز از یکنواختی فاصله بگیریم. اما چرا این سرگرمیها گاهی فقط مدتی کوتاه حواسمان را پرت میکنند و پس از آن دوباره همان احساس قبلی برمیگردد؟
گرین در قانون والایی میان دو نوع تجربه تفاوت میگذارد: «والایی حقیقی» و «والایی کاذب». به باور او، والایی کاذب زمانی شکل میگیرد که بهجای مواجهۀ مستقیم با جهان و بهکارگرفتن تخیل و کنجکاوی خود، برای احساس هیجان و شگفتی به محرکهای آماده و بیرونی وابسته میشویم.
در مقابل، والایی حقیقی تجربهای شخصی و فعال است. وقتی با دقت به طبیعت نگاه میکنیم، به کشفیات علمی میاندیشیم، در اثری هنری عمیق میشویم یا تلاش میکنیم جهان را از دید موجودی دیگر بفهمیم، خودمان در شکلگیری تجربه نقش داریم. رابرت گرین پیشنهاد میکند بهجای تلاش مداوم برای فرار از بیحوصلگی، توانایی توجهکردن و شگفتزدهشدن را در خود پرورش دهیم. به این ترتیب، برای تجربۀ چیزهای تازه همیشه به محرکهای بیرونی بیشتری نیاز نخواهیم داشت.
چگونه میتوانیم دوباره جهان را با نگاهی تازه ببینیم؟
برای یک کودک، بسیاری از چیزهایی که ما عادی میدانیم شگفتانگیزند. حرکت یک حشره، شکل ابرها یا صدای باران میتواند مدتی طولانی توجهش را جلب کند. اما با بزرگترشدن، به محیط اطرافمان عادت میکنیم. برای هر چیزی نامی مییابیم، آن را در دستهای مشخص قرار میدهیم و اغلب بدون توجه از کنارش میگذریم.
گرین در فصل «والایی کودکی» توضیح میدهد که آن نگاه کنجکاو و پذیرا کاملاً از بین نرفته است؛ بلکه میتوانیم با تمرین توجه و کنارگذاشتن برداشتهای همیشگی، دوباره به آن نزدیک شویم.
او در فصلهای دیگر کتاب نیز راههای متفاوتی برای گسترش نگاه معرفی میکند. برای مثال، اندیشیدن به میلیاردها سال تاریخ کیهان و فرگشت حیات میتواند باعث شود مسائل شخصیمان را در چشماندازی وسیعتر ببینیم.
شناخت جهان ذهنی جانوران نیز همین تأثیر را دارد. وقتی درمییابیم موجوداتی مانند دلفینها محیط اطرافشان را بهشیوهای متفاوت از ما تجربه میکنند، متوجه میشویم آنچه «واقعیت» مینامیم تنها یکی از شکلهای ممکن ادراک جهان است.
سفر به گذشته، شناخت زندگی انسانهای دورههای تاریخی دیگر، مواجهه با آثار هنری متفاوت و تأمل در معنای عشق و مرگ نیز از مسیرهایی هستند که نویسنده برای عبور از محدودیتهای ذهنی معرفی میکند. وجه مشترک همۀ این تجربهها آن است که ما را از دنیای آشنا بیرون میبرند و به دیدن و اندیشیدن از زاویههایی تازه دعوت میکنند.
چگونه میتوانیم امر والا را در زندگی روزمره تجربه کنیم؟
یکی از ویژگیهای مهم کتاب قانون والایی این است که فقط به توضیح مفهوم امر والا بسنده نمیکند. رابرت گرین در کنار روایتهای تاریخی و علمی، تمرینها و پیشنهادهایی مطرح میکند تا خواننده بتواند آگاهانه فرصتهایی برای تجربۀ آن ایجاد کند. برای مثال، او پیشنهاد میکند زمانی را برای حضور در طبیعت و توجه عمیق به چشماندازهای وسیع کنار بگذاریم؛ بدون اینکه مدام درگیر عوامل حواسپرتی باشیم.
در تمرینی دیگر، از خواننده میخواهد شهری تاریخی را در ذهنش بازسازی کند و بکوشد زندگی در گذشته را چنان تصور کند که گویی خودش در آن زمان حضور دارد. گرین همچنین ما را به توجه بیشتر به آثار هنری، شناخت جهان ذهنی موجودات دیگر، بازیابی کنجکاوی دوران کودکی و اندیشیدن به ابعاد گستردۀ زمان و هستی دعوت میکند.
هدف این تمرینها صرفاً بیشترکردن اطلاعات ما نیست؛ بلکه تغییر شیوۀ مواجههمان با جهان است. به باور گرین، هرچه ذهنمان پذیراتر و کنجکاوتر باشد، فرصتهای بیشتری برای تجربۀ شگفتی، کشف و معنا خواهیم داشت.
کتاب قانون والایی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر احساس میکنید زندگیتان بیش از اندازه تکراری شده، با وجود مشغلهها و سرگرمیهای فراوان گاهی احساس بیمعنایی میکنید یا اگر میخواهید کنجکاوی و شوق کشفکردن را در خود زنده کنید، قانون والایی میتواند برایتان کتابی خواندنی باشد. این کتاب همچنین برای علاقهمندان به روانشناسی، فلسفه، تاریخ، علم، هنر، خلاقیت و پرسشهای بنیادی زندگی مناسب است.
رابرت گرین در دوازده فصل کتاب، موضوعاتی ظاهراً متفاوت را به یکدیگر پیوند میدهد؛ از کیهان، فرگشت و آگاهی انسان گرفته تا تاریخ، عشق، هنر و مرگ. او نشان میدهد چگونه هرکدام از این موضوعات میتوانند فرصتی برای گسترش نگاه ما به خودمان و جهان باشند.
قانون والایی وعده نمیدهد که میتوانیم همۀ مشکلات زندگی را از میان برداریم. در عوض، از ما میخواهد از محدودۀ نگرانیهای شخصیمان فراتر برویم و دوباره به وسعت جهانی توجه کنیم که در آن زندگی میکنیم. شاید نتوانیم همۀ شرایط زندگیمان را تغییر دهیم، اما میتوانیم یاد بگیریم جهان را با دقت، کنجکاوی و نگاهی گستردهتر ببینیم؛ نگاهی که حتی چیزهای آشنا را نیز دوباره برایمان شگفتانگیز میکند.
فهرست کتاب قانون والایی
فصل اول: ذهن را تا نهایت مرزهای آن گسترش دهید
والایی کیهانی
فصل دوم: چشم بگشایید و اعجاب «زندهبودن» را ببینید
والایی زیستشناختی
فصل سوم: به سرچشمههای بشری بازگردید
والایی باستانی و اساطیری
فصل چهارم: به ریشهها و سرچشمههایتان بازگردید
والایی کودکی
فصل پنجم: به مرزهای آگاهی انسان قدم بگذارید
والایی عصبشناختی
فصل ششم: وارد دنیای ذهنی موجودات دیگر شوید
والایی میانگونهای
فصل هفتم: خود را از زندان «من» برهانید
والایی عشق
فصل هشتم: به ورای مرزهای زمان خطی سفر کنید
والایی تاریخی
فصل نهم: به اعماق «خویشتن دوم» درونتان سفر کنید
والایی ندای درونی
فصل دهم: ادراک و حواس را به هم بریزید
والایی زیباییشناختی
فصل یازدهم: خود را با بیکران و ناممکن بسنجید
والایی پویا
فصل دوازدهم: به آنسوی آستانه بنگرید
والایی مرگ


خ قاسمی –
کتاب والایی کی منتشر میشه؟
نشر نوین –
19 آبان – همزمان با انتشار جهانی