خلاصه کتاب مغز رفیق باز
ما انسانها را نیرویی به اینجا آورده، فرقی نمیکند نیروی تکاملی بوده، مذهبی یا چیزی دیگر. سؤال مهم این است که چهچیزی ما را اینجا نگه میدارد.
چهچیزی به ما انگیزۀ زندگیکردن میدهد؟ چهچیزی اجداد باستانی ما را از تسلیمشدن در برابر طبیعت بازمیداشت و چهچیزی نمیگذارد زمینگیر شویم و هرگز از جا برنخیزیم؟
به عقیدهٔ بن راین، نویسندهٔ کتاب مغز رفیق باز، ما برای بقا در جایگاه یک گونه باید انگیزهای برای ماندن در دنیا و زندهبودن داشته باشیم. باید چیزی باشد که ما را به زیستن و لذتبردن از زندگی ترغیب کند. او معتقد است آن «چیز» عشقی است که به یکدیگر داریم.
بدون لذتبردن از پیوندهای اجتماعیمان، آیا زندگی ارزش زیستن داشت؟ هیچچیز قدرتمندتر از عشق به فرزند، شریک عاطفی یا دوستی صمیمی نیست. برای بسیاری فکرِ تنهاگذاشتنِ این افراد آنقدر دردناک است که نمیتوانند تسلیم مرگ شوند.
تحقیقات نیز از این ایده پشتیبانی میکنند. طبق بررسی کتاب مغز رفیق باز متأسفانه احتمال مرگ افراد تنهاتر بر اثر خودکشی تقریباً پنج برابر بیشتر از دیگران است. بدون شک زندگیهای بسیاری فقط با فکرکردن به عزیزان نجات یافته است.
برای گونهای که اغلب از خود میپرسد چرا وجود دارد و برای چهکاری در این دنیاست، منطقیتر است که به قدرتمندترین تجربههایی بیندیشد که به ما ارزانی شده و چهچیزی قدرتمندتر از دوستی و عشقی که در روابطمان جاری است؟
نگاه به روابط اجتماعی از دیدگاه علوم اعصاب
میتوان استدلالی قانعکننده آورد که کتاب مغز رفیق باز درباره مغز است. شاید هم دربارۀ فایدههای معاشرت و گرایش دیدگاه تکاملی به روابط اجتماعی. اما راستش کتاب مغز رفیق باز دربارۀ «انسانیت» است.
دربارۀ ما، همسایهها، دوستان و خانوادههایمان و موانع نامرئی که بیدلیل بین خودمان ساختهایم.
دربارۀ اتفاقی است که وقتی به آدمهای دوروبرمان توجه میکنیم رخ میدهد؛ وقتی به مسافر روبهرویی در قطار توجه میکنیم، به همسایهای که در بالکن موسیقی گوش میدهد، به زوجی که قدمزنان با سگشان از روی چمن جلوی خانۀ ما رد میشوند و سگی که برایشان پارس میکند.
به عقیدهٔ نویسنده کتاب مغز رفیق باز تنها زیستن جفا به ساختارهای زیستی است که به ما بخشیده شده. ارتباط با آدمهای اطرافتان این ساختارها را پرورش میدهد و به رشدشان کمک میکند و از افول ناگزیرش جلوگیری میکند. حتی از این بهتر، این فایدهها را بهطرف مقابلتان هم میرساند.
ما بهجای یافتن دلیلی برای ارتباط با غریبهها معمولاً بیهوده بین خودمان فاصله میاندازیم و خشم تزریق میکنیم. وقتی در راهبندان هستید و یکی جلویتان میپیچد یا بوق میزند، خیلی راحت است که از کوره در بروید و واکنشی تند نشان دهید. اما انتخاب دیگری هم دارید، میتوانید با او کنار بیایید.
شاید خیلی «شعارگونه» به نظر برسد، ولی به عقیدهٔ نویسندهٔ کتاب مغز رفیق باز بهتر است تا جایی که میتوانیم به دیگران فرصت بدهم. شما هیچوقت نمیدانید در زندگی دیگران چه میگذرد. شاید آن رانندۀ عجول خبر بدی شنیده و میخواهد با عجله خودش را به بیمارستان برساند.
از دیدگاه بن راین نویسندهٔ کتاب مغز رفیق باز وقتی با نگاه پیشنهادی کتاب مغز رفیق باز به رفتار دیگران بنگرید، زندگی بسیار تحملپذیرتر و کمتر خصمانه میشود. فایده دیگرش این است که فاصلهتان با جامعه کمتر میشود.
چرا دوستی برای مغز مهم است؟
طبق یافتههایی که در کتاب مغز رفیق باز بررسی شدهاند پیوند اجتماعی برای سلامت روان و جسم حیاتی است. ارتباط اجتماعی فقط گزینهای دلخواه نیست، بلکه بهاندازۀ ورزش، خواب و تغذیه ضروری است. بااینحال، ما اغلب آن را که یکی از مؤلفههای اصلی سلامتیمان است نادیده میگیریم.
پیوند اجتماعی مزایای بسیاری برای سلامتی دارد. این پیوند با کاهش خطر زوال عقل، نارسایی قلبی، دیابت، افسردگی و اضطراب و حتی افزایش آستانۀ تحمل درد و افزایش طول عمر همراه است.
گفتمان عمومی دربارۀ انزوا نتوانسته دانش زیربنایی علوم اعصاب را در بر بگیرد. کتاب مغز رفیق باز روشن میکند که واقعاً چه خطری در کمین ماست.
باید سه حقیقت تلخ دربارۀ تعامل اجتماعی را بپذیریم:
- ما در دنیایی چندپاره زندگی میکنیم. عوامل بیرونی مانند رسانههای اجتماعی، همهگیری کرونا و قطبیسازی سیاسی شکافهای اجتماعی ما را عمیقتر کردهاند.
- تفرقه دشمن سلامت مغز است. مغز بهگونهای سیمکشی شده که به ارتباط و پیوند پاداش میدهد و بابت انزوا تنبیه میکند. برای همین تفرقه تهدیدی جدی برای سلامت است.
- مغز کاستیهایی ذاتی دارد که میتواند ما را از هم دور کند. سیمکشی عصبی ما ایرادها و سوگیریهایی دارد که میتواند مانع ارتباط شود. درک این کاستیهای طبیعی به ما کمک میکند زندگی اجتماعی پربارتری بسازیم.
در دنیای امروز همۀ ساکنان زمین دشمنی مشترک دارند: تفرقه. بشریت درگیر جنگی خاموش با دشمنی است که سلامت مغز و آیندۀ گونۀ ما را تهدید میکند.
تنها یک راه برای شکستدادن این دشمن وجود دارد که بسیار ساده است: باهمبودن. کتاب مغز رفیق باز پردهها را کنار میزند و کوهی از تحقیقات علوم اعصاب را نمایان میکند تا ماهیت واقعی این نبرد را درک کنیم.
همه میپرسیم:
- تعاملات اجتماعی ازنظر زیستشناختی چه ارمغانی برای مغز دارد؟
- وقتی با دیگران وقت میگذرانیم یا مدتی طولانی تنها میمانیم چه اتفاقی رخ میدهد؟
- آیا تعامل آنلاین با مردم فایدهای برای مغز دارد؟
- آیا وقتگذراندن با سگتان هم تعامل اجتماعی حساب میشود؟
- چه نیروهای پنهانیای موذیانه در کمین نشستهاند و مغز ما را دستکاری میکنند تا ارتباطاتمان را خراب کنند؟
از شگفتیهای علمی که بررسی میکنیم گاهی متحیر میشوید. به باورهای پیشینتان تردید میکنید و امیدوارم از سازوکارهای پیچیده و شگفتیها مغز و بدنمان به وجد بیایید.
امیدواریم با مطالعهٔکتاب مغز رفیق باز انگیزه پیدا کنید تا دست در دست همنوعان به نبرد با دشمن مشترکمان یعنی تفرقه برویم.
خجالتی نباشید!
انسانها از همان آغاز پیدایش بهدنبال پاسخی برای این پرسش بودهاند: چهچیزی ما را خوشحال میکند؟ پول؟ شهرت؟ اتومبیل پرسرعت؟ عضلات حجیم؟ کاسهای پر از سوپ خرچنگ در روزی آفتابی؟ یا چیزی بهسادگیِ... روابط؟
تحقیقات تازهٔ مورد استفاده در کتاب مغز رفیق باز نشان میدهند که اجتماعیبودن و ابراز قدردانی بهترین راهها برای افزایش شادیاند، حتی مؤثرتر از ورزش، مدیتیشن و وقتگذرانی در طبیعت. ولی تعامل در عمل بهراستی چگونه است؟ آیا بلافاصله پس از تعامل با دیگران احساس بهتری پیدا میکنیم؟
به نظر میرسد حتی تعامل اجباری نیز حال مردم را بهبود میبخشد و تحقیقات نیز از این موضوع حمایت میکنند و ارتباط اجتماعی حال آدمها را خوب میکند. چه تعامل ما خودجوش باشد (مثل دیدن تصادفی دوستی در فروشگاه) چه اجباری یا «ساختگی» (مثل حرفزدن با غریبهای در قطار) انگار همیشه خلقمان را بهتر میکند.
البته ارزش روانشناختی هر تعامل بسته به کیفیت آن و افرادی که با آنها تعامل میکنیم میتواند متفاوت باشد.
مثلاً تعامل با دوستان بیشترین تأثیر مثبت را دارد. بااینحال، حتی تعاملات بسیار کوتاه و لحظهای مانند تشکر از رانندۀ اتوبوس هنگام پیادهشدن نیز میتواند حالمان را خوب کند. برای بهبود حالتان شاید فقط چند کلمه که حین ردشدن زمزمه میکنید کافی باشد [مثل سلامکردن به فروشنده یا تشکر از رانندۀ اتوبوس].
در بلندمدت، اولویتدادن به عادتهای اجتماعی اینچنینی میتواند مزایای بزرگی به همراه داشته باشد. علم نشان میدهد افرادی که سبک زندگی اجتماعیتری دارند شادترند و حتی رفتارهای برونگرایانه نیز به بهبود حالشان کمک میکند.
وقتی از دانشجویان خواسته شد یک هفته برونگرایانه رفتار کنند (یعنی «پرحرف، قاطع و خودجوش») و هفتهای دیگر درونگرایانه («محتاط، ساکت و تودار»)، در هفتهای که برونگرایانه رفتار کردند، بهبودی چشمگیری در خلقوخو نشان دادند و هفتهای که درونگرا بودند، خلقشان بهشدت افت کرد.
با استناد به این یافتهها، کتاب مغز رفیق باز تشویقتان میکند نگاهی به زندگیتان بیندازید و ببینید از چه راههایی میتوانید روابط اجتماعیتان را گسترش دهید. باتوجه به حقیقت تلخ شمارۀ یک که ما در دنیایی چندپاره زندگی میکنیم، احتمالاً هر هفته دهها فرصت برای برقراری ارتباط را از دست میدهیم.
بهجای اینکه بگذارید تماس یکی از اعضای خانواده به صندوق پیغامگیر صوتی موبایلتان برود، گوشی را بردارید.
وقتی وسوسه میشوید قرار شام با دوستانتان را بپیچانید، فکر کنید که این تصمیم چه تأثیری بر حالوهوایتان میگذارد.
اگر میخواهیم سلامتی خود را به حداکثر برسانیم، باید تعاملات اجتماعی را نیز در اولویت بگذاریم، درست مانند تغذیۀ سالم، ورزش و خواب کافی. بهعلاوه سعی کنید با یک غریبه صحبت کنید و ببینید چه احساسی پیدا میکنید.
ما مدام با میوۀ اجتماعی دلپذیری روبهروییم که التماس میکند آن را بچینیم؛ میوهای که توانایی کمیاب و ارزشمندی در بهبود خلقوخو و سلامت مغزتان دارد. بنابراین، از شما میخواهم باتوجه به پرسشهای زیر دربارۀ زندگیتان تأمل کنید:
• چندوقت یکبار دوستان و خانوادهتان را میبینید؟ این میزان چه فرقی با سالهای گذشته دارد؟
• آیا تصمیمهایی میگیرید که انزوا را تشدید میکنند، مثل نادیدهگرفتن تماسها، سفارش آنلاین مواد غذایی یا ماندن در خانه وقتی دوستی شما را بیرون دعوت میکند؟
• آیا راحت سر حرف را با غریبهها باز میکنید؟
• چه تصمیمهایی میتوانید بگیرید تا زندگی اجتماعیتان را تقویت کنید و زمان بیشتری را به برقراری ارتباط اختصاص دهید؟
فهرست کتاب مغز رفیق باز
پیشگفتار
قانون سادهگویی
مقدمه
بخش اول) تاثیر تعامل و انزوا بر سلامت مغز
فصل ۱: خجالتی نباشید
فصل ۲: تنها اندامی که احساس تنهایی میکند
بخش دوم) تقویت کارکرد مغز در عصر پساتعامل
فصل ۳: ساختن عادتهای اجتماعی
فصل ۴: همدلی و بیتفاوتی
فصل ۵: هر کاری تو بتوانی انجام دهی، من بهترش را میتوانم
فصل ۶: دنیای مجازی
فصل ۷: سیمهای درهمتنیده
فصل ۸: تعامل بهتر
فصل ۹: گرفتار
فصل ۱۰: بهترین دوست انسان
با هم، بهسوی آینده
روزنگار اجتماعی
پیوست





حمزه ولدبیگی (مالک تایید شده) –
پیشنهادش میکنم چون نگاه ما رو به ارتباطات و تعاملات اجتماعی تغییر میده و کلی مطالب ارزشمند داره.